استقلال امان الله خان از دروغ های شاخدار تاریخ افغانستان!

تاریخ افغانستان فراز و فرود های بسیاری را پشت سر گذاشته است. لکه های ننگ بسیاری در تاریخ کشور بر جبین مردم نقش شده که در زمانش با افتخار از آن یاد شده است. معاهده گندمک، معاهده دیورند، معاهده سه جانبه لاهور در زمان شاه شجاع و معاهده جمرود دوست محمد خان از رویداد های تاریخی برجسته افغانستان اند که در آن مقطع تاریخ با آب و تاب از آن یاد شده است. در حالیکه در واقع همه این ها زیر چتر استعمار انگلیس صورت گرفته که مفاد همه تعهدات به نفع انگلیس انجامیده است.

امان الله خان زمانی استقلال افغانستان را اعلام داشت که نماینده انگلیس در آن مجلس حضور داشت، حضور نماینده­ی با صلاحیت کشور استعماری در مجلسی که استقلال کشور مستعمره اعلان شود به جز احمق ساختن دیگران هیچ توجیه دیگری ندارد. طوریکه حکومت وحدت ملی از مستقل بودنش زمانی با جیغ و سرو صدا حرف به میان آورد که جان کری نماینده با صلاحیت امریکا در آنجا حضور داشت. در حالی که چگونگی تولد حکومت وحدت ملی به عام و خاص معلوم است.

کنفرانس بن، مذاکره صلح حکمتیار و مذاکره صلح طالبان، نمونه های بارز دیگر برای روشن شدن استقلال است. در کنفرانس بن ظاهراً افغان ها برای تشکیل دولت گرد هم جمع شده بودند؛ اما پس از ۱۸ سال درک شد که آمریکا چگونه رهبران را ابزار برای رسیدن به اهداف خود قرار داده بود.

اعلان استقلال امان الله خان با تشکیل دولت بعد از کنفرانس بن و تشکیل حکومت وحدت ملی با دستان جان کری، هیچ فرقی ندارد.
از به اصطلاح استقلال امان الله خان، استفاده ابزاری شده فقط به نفع این و آن فرد و تیم انتخاباتی و سیاسی استفاده می شود. در واقع استقلال امان الله خان از دروغ های شاخدار تاریخ افغانستان است و به جز از خاک زدن به چشم مردم چیزی بیش نیست؛ مانند صلح آمریکایی طالبان و حکمتیار که هیچ درد مردم دوا نکرد و نمی کند.

اساساً مفکوره استقلال در اسلام نیست؛ بلکه استقلال از مفکوره های غربی است که با پیدایش مفکوره نشنلیزم مطرح شد. مفکوره نشنلیزم هر ملتی را تحریک به حق خواهی و داشتن تاریخ و فرهنگ می کند. با تولید این مفکوره جنگ های طولانی نشنلیستی در اروپا صورت گرفت که منجر استقلال کشورها شد.

جهان اسلام پس از فروپاشی خلافت اسلامی به مستعمره انگلس، فرانسه و ایتالیا تبدیل شده بودند از این مفکوره متاثر شده شورش های را در بسا از مناطق را انداختند، کشور های استعماری نیز با دور زدن مردم، غلامان تازه را با ساز برگ اعطای استقلال به خدمت گرفتند، امان الله خان هم از همین قماش آورندگان استقلال است. استقلال در موجودیت مرز های استعماری هیچ معنی و مفهومی ندارد. اسلام در صدد به استقلال رساندن کشور ها نمی باشد؛ بلکه با ایجاد حاکمیت وسیع اسلامی مردم را به فطرت شان فرا می­خواند.

نویسنده: سروش سیحون

Print Friendly, PDF & Email

مردم نیز مشاهده کرده اند

انسانیت رښتیا هم ستر مذهب دی؟

په ټولنیزو رسنیو کې یو شمېر کسان دا جمله تکراروي چې (انسانیت ستر مذهب دی). …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *