//----------------------------------------------------------------------- fb instant afticles

انسان و رابطه‌ی آن با نظام

چکیده:

نظام‌ها مجموعه راه‌حل‌ها (قوانین و مقراتی) هستند که برای حل مشاکل و تنظیم روابط انسان، طرح‌ریزی می‌شوند که یا ناشی از وحی الهی هستند و یا هم زاده‌ی تفکر بشر. نظام الهی، نظمی‌ست که از جانب خالق انسان‌ها طراحی گردیده و به بهترین شکل رابطه‌ی انسان را با خودش، خالقش و هم‌نوعانش تنظیم می‌نماید؛ اما نظام‌های بشری که حاصل تفکرات انسان می‌باشند به علت محدودبودن عقل بشر توانایی درک همه‌جانبه‌ی مشاکل انسان را نداشته و به نحو احسن نمی‌توانند، روابط انسان‌ را تنظیم نمایند.

کلید واژه‌ها: انسان، غرایز، حاجاتِ ‌عضوی، نظام‌های بشری و نظام الهی

انسان‌ها موجودات اجتماعی هستند، دارای غرایز و حاجات عضوی که آن‌ها را تحریک به انجام امور می‎نماید. این غرایز و حاجات عضوی نیاز به اشباع دارند که انسان‌ها به خودی خود نمی‌توانند آن‌ها را اشباع کنند، بلکه نیاز به نظام ‌( قوانین و مقرراتی) است تا براساس آن، این ویژگی‌های انسان -که در ذات خود اشباع آن مشکل است- اشباع شوند. برای درک بهتر “رابطه‌ای انسان با نظام” در قدم نخست نیاز به شناخت تفصیلی از این ویژگی‌های انسان است.

غرایز: انسان‌ها طبیعتاً دارای غرایزی هستند که به‌سوی آن‌ها تمایل دارند؛ مثلاً غریزۀ تدین، انسان ذاتاً نیازمند خالقی است که آن‌را پرستش نماید، تمام انسان‌ها به گونه‌های مختلف این غریزۀ خویش را در طول تاریخ اشباع کردند. هیچ انسانی نیست که به‌سوی یک خالق تمایل نداشته باشد، حتی کسانی‌که خود را خداناباور می‌پندارند، تمایل زیادی به‌سوی ماده و علم دارند که غریزۀ تدین خویش را از این طریق اشباع می‌کنند. یکی دیگر از غرایز انسان، غریزۀ بقاء است که انسان به طرف آن تمایل دارد؛ یعنی هر چیزی را که برای خود بپسندد، کوشش می‌کند تا آن‌را به‌دست آورد و دیگری غریزۀ نوع است که انسان برای بقای نسل خویش نیاز به برقراری ارتباط با هم‌نوع خویش دارد.

حاجات عضوی: هم‌چنان انسان طبیعتاً نیاز به اشباع حاجات عضوی خود؛ مثل: خوردن، نوشیدن، رفع حاجت و … دارد که بدون اشباع حاجات عضوی خود قادر به ادامۀ حیات نمی باشد؛ مثلاً: اگر گرسنگی و تشنگی خویش را رفع نکند، در مدت کوتاهی از بین خواهد رفت. به عبارت دیگر انسان موجودی است که بدون اشباع غرایز خود دچار مرض دیپریشن (افسردگی) می‌شود و بدون اشباع حاجات عضوی خویش به حیات خود ادامه داده نمی تواند.

انسان‌ها برای این‌که به حیات خویش ادامه دهند، نیاز به اشباع غرایز و حاجات عضوی خود دارند؛ اما اشباعِ خودسرانه‌ی آن‌ها منجر به معضلات اجتماعی در جامعه‌ی بشری می‌گردد، نظام‌های حاکم فعلی که وظیفه‌ی اصلی شان تنظیم طرق اشباع غرایز و حاجات عضوی انسان می‌باشد، به آن هیچ توجهی نداشته و آن‌را به حالت خودش گذاشته اند. طوری‌که امروزه برای اشباع غریزه‌ی جنسی در غرب طریقه‌ی مشخصی وجود ندارد و اشباع خودسرانه‌ی آن باعث متلاشی شدن نظام اجتماعی در آن جامعه گردیده است.

نظام‌هایی که موانع و مشکلات را از سر راه انسان‌ها برطرف می‌کنند، یا ناشی از وحی الهی هستند و یا هم زادۀ تفکر بشری. نظام‌های که زادۀ تفکر بشری هستند؛ مانند: دموکراسی، اشتراکی، شاهی، فدرالی، ریاستی، پارلمان و … به خاطری‌که از عقل بشر منشأ می‌گیرند و عقل بشر محدود می‌باشد، توانایی درک تمام مشاکل انسانی را ندارند. این نظام‌ها؛ اگر مشاکل انسانی را از یک بُعد رفع نمایند، باعث بروز مشکلات زیادی در ابعاد دیگر زندگی بشر می‌شوند؛ مانند نظام دموکراسی که اکنون در اکثر ممالک جهان حاکم بوده و در جوامع مختلف مشکلات متفاوتی را به وجود آورده است.

به‌طور‌نمونه: دموکراسی در جوامع غربی -که زادۀ آن جوامع است- مشاکل مادیِ مردم را تا حدودی رفع نموده؛ ولی از لحاظ روحی، جنسی و جسمی منجر به بروز مشاکل عظیمی در آن جوامع گردیده است. طوری‌که نظام اجتماعی در آن جوامع کاملاً از هم پاشیده است و مردمان آن را به سطحی از بی‌بند و باری جنسی رسانیده که حتی حیوانات هم به آن حد نرسیده اند. از جهتِ دیگر این نظام باعث بروز امراض روحی و روانی در اروپا گردیده است و در هر کشوری که این نظام حاکم می‌شود، امراض روحی و روانی را نیز به ارمغان می‌آورد. هم‌چنان نظام دموکراسی در جوامعِ در حال توسعه؛ مثل افغانستان نه‌تنها مشکلات مادیِ مردم را برطرف نکرده  که باعث بروز مشاکل مختلفی از قبیل: انتحار و انفجار، فساد اداری و اخلاقی، دزدی، ترور، فرار از منزل و … گردیده است. مردم افغانستان قبل از ورود نظام دموکراسی در این سرزمین، حتی با نام این مشاکل هم آشنا نبودند؛ اما بعد از ورود نظام دموکراسی روزی نیست که این مشاکل را تجربه نکنند.

اما نظام اسلام ناشی از وحی الهی بوده که از جانب خالق انسان‌ها (الله سبحانه و تعالی) برای بشر فرستاده شده که وی انسان‌ها را با تمام جزئیات شان از قبیل: غرایز و حاجات عضوی به‌درستی شناخته و توانایی درک غرایز و حاجات عضوی تمام انسان‌ها را داراست و به بهترین شکل برای اشباع آن‌ها راه‌حل می‌دهد. قرون وسطی یا هزار سال سیاه تمدن غرب، که دوران طلایی حاکمیت نظام‌ اسلام به شمار می رود، مصداق این سخن است که در نتیجه‌ی تطبیق قوانین الهی مشاکل و موانع که بر سر راه انسان‌های که تحت چتر حاکمیت نظام اسلام قرار داشتند، به بهترین شکل برطرف می‌شد.

بناءً، با توجه به توضیحاتی که در بالا دادیم، نظامی که از وحی الهی منشأ می‌گیرد؛ چون از جانب خالق انسان‌ها (الله سبحانه و تعالی) است، توانایی درک همه‌جانبه از غرایز و حاجات عضوی تمام انسان‌ها را داشته و به بهترین شکل برای اشباع آن‌ها راه‌حل می‌دهد؛ اما نظام‌های که حاصل تفکرات بشری هستند؛ چون عقل انسان محدود می‌باشد و توانایی درک همه‌جانبه‌ از مشکلات انسانی ندارد؛ اگر از یک ناحیه مشکلات انسان را حل نماید، باعث بروز مشکلات عظیمی در ابعاد دیگر زندگی انسان می‌شود.

نویسنده: احمد‌یاسر احمدی

 

Print Friendly, PDF & Email

مردم نیز مشاهده کرده اند

ایا کېدونکې سوله د جګړې پای دی؟

په تېره څلوېښت کلنه دوره کې د افغانستان د مسلمان ولس ډېر څه د جګړې …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *