به تو ای جوان مسلمان!

جوانان در هرجامعه و در هرعصر، محور حرکت بوده‌اند. اگر حرکت انقلابی و قیام سیاسی بوده، جوانان جلوتر از دیگران در صحنه حضور داشتند. اگر حرکت سازنده‌گی یا حرکت فرهنگی بوده، باز جوانان جلوتر از دیگران حضورشان دیده شده و دست آن‌ها کارآمدتر از دست دیگران واقع شده است. حتی در حرکت انبیای الهی هم، از جمله حرکت صدر اسلام، محور حرکت و مرکز تلاش و تحرک، جوانان بوده‌اند .
در کشورهای اسلامی، برای ضایع‌کردن نسل جوان، برنامۀ همه‌جانبه‌ای از طرف غیرمسلمانان شروع شد. می‌دانید که دوران استعمار یعنی دست‌اندازی کشورهای غربی به کشورهای اسلامی نزدیک به چندصدسال قبل بر می‌گردد. آن‌ها می‌دانستند که این وضع ادامه پیدا نمی‌کند و اگر جوانان رشد کنند، بافرهنگ بشوند، با اراده باشند، نمی‌گذارند آب خوش از گلوی بیگانه‌گان و چپاول‌گران پایین برود؛ لذا برای فاسدکردن نسل جوان برنامه‌ریزی کردند که یکی از آن برنامه‌ریزی‌ها عبارت از اشاعه‌ی کثرت‌گرایی دینی در میان جوامع اسلامی شدند که باعث شد جوانان مسلمان از اصل خود دور شوند و در چندراهی قرار بگیرند و اسلام را با دیگر ادیان خلط کنند. از جمله‌ی کشورهای اسلامی که کثرت‌گراییِ دینی در آن به‌طور واضح چه خواسته، چه نخواسته دیده می‌شود،افغانستان است؛ چون این کشور در سالیان متمادی زیر چتر استعمار کشورهای مختلف قرار داشته است.
افغانستان در سال 1839م زیر استعمار نیروهای انگلیسی قرار گرفت و تعداد زیادی از مسلمانان این کشور از انگلیس‌ها متأثر شدند. این حالت (استعمار کشور توسط نیروهای بیگانه) تا سالیان متمادی ادامه داشت و بعد از شکست انگلیس‌ها به دست مسلمانان افغان، نیروهای ارتش سرخ شوروی در سال 1358هـ . ش. وارد این کشور شدند و به دعوت و تبلیغ ایدیولوژی کمونستی پرداختند که فیصدی زیادی از مردم متأثر از افکار کمونیزم شدند که تا حال ما شاهد تأثر مردم از این ایدیولوژی در کشور افغانستان هستیم و بعد از خروج نیروهای شوروی از افغانستان قدم آمریکایی‌ها در سال 2001م به این کشور باز شد، چون آمریکایی‌ها حامل ایدیولوژی سرمایه‌داری هستند، ایدیولوژی‌شان را در میان جوانان امت تبلیغ کردند که در مدت کم اکثریت مردم مسلمان افغانستان از این ایدیولوژی چه فهمیده چه نافهمیده متأثر شدند. این کثرت‌گرایی دینی در این جامعه باعث تا شده جوانان مسلمان خود و اصل خود را فراموش کنند و نتوانند به کمال برسند.
اگر در یک نگاه عمیق و همه‌جانبه به وضعیت و نحوۀ زندگی قشر جوان اعم از کسانی که به میزان از تحصیلات برخوردار اند، یا آنانی که هیچ بهرۀ از علم و سواد نبرده‌اند بیندازیم؛ به طور واضح دیده می‌شود که نه تنها جوانان غیر مسلمان بلکه جوانان مسلمان نیز به شکل کامل از زندگی دنیا و هدف از آفرینش خود به دور مانده‌اند و این نفهمی و دوری از اصل (اسلام) باعث شده که جوانان در میدان زندگی آرامش نداشته، کم‌تر موفق باشند و در زندگی‌شان به سردرگمی محض قرار بگیرند. و این سردرگمی و دوری از اصل (اسلام) به دلیل عدم حاکمیت اسلام و همچنین حاکمیت نظام‌های ناقص بشری- کپتالیزم است.
شیوۀ زندگی کردن جوانان عصر جدید کاملاً متضاد با ارزش‌های اسلامی است. معیارهای زندگی‌شان تغیر کرده؛ چنان‌چه امروز جوانان مسلمان سعادت خود را در استفادۀ اعظمی از اشیا می‌دانند؛ در حالی که معیار سعادت در اسلام فقط کسب رضایت الله (ج) است. امروزه همه فکر و ذهن و تلاش یک جوان مسلمان فقط پیدا کردن پول، وظیفه، موتر، زن، خانه و در کل به‌سوی کسب مادیات و زرق و برق زندگی است؛ در حالی که اگر به فکر و نحوۀ زندگی جوانان صدر اسلام به یک نگاه عمیق و همه‌جانبه نگریسته شود، تفاوت‌های بسا بزرگی در طرز فکر و شیوۀ زندگی کردن‌شان با جوانان عصر ما دیده می‌شود و زندگی را چیزی زودگذر و وسیلۀ رفتن به بهشت می‌دانستند.
گر ما زندگی خود را با مدت زمان خلقت زمین که حدود 14 الی 20 ملیون سال می‌شود، یا با نقطۀ خلقت بابا آدم که حدود 20 هزار سال می‌شود و یا به زمان خلقت حضرت محمد (ص) که حدود 1400 سال می‌شود و یا به زندگی اخروی که زندگی لایتناهی و تمام‌ناشدنی است، مقایسه کنیم؛ این 60 الی 70 سال زندگی مان به اندازۀ یک نقطۀ بیش نیست. جوانان صدر اسلام زندگی را یک نقطه می‌دیدند نه زندگی تمام ناشدنی و جاودانه.
از بیانات و سخنان بالا چنین نتیجه گرفته می‌شود که این همه کم و کاستی‌های که در جوانان مسلمان دیده می‌شود علت آن دوری از اسلام، حاکمیت نظام‌های بشری مخصوصاً کمونیزم و کپتیالیزم که با استعمار و کشتن و بستن‌های شان عامل دوری مسلمانان از فهم درست و ارزش‌های دینی شدند.
و مطمئناً تا زمانی که همۀ مسلمانان به آنچه که اساس، عقیده و باورشان را شکل می‌دهد برای حاکمیت‌اش سعی و تلاش نکرده و مطابق آن عمل نکنند به هیچ وجه به نهضت، ترقی و آرامش نخواهند رسید.
پس به شما ای نسل جوان و ای کسانی که همه امیدِ امت اسلامی هستید، ای کسانی که مصالح جهان اسلام و سعادت مسلمانان طالب ایثار و فداکاری و مجاهدت‌های خستگی‌ناپذیر شماست! ای کسانی که اصطکاک محیط فاسد اجتماعی وجدان شما را ناچیز نساخته و هنوز زنده‌اید، ای کسانی که همیشه در برابر شرایط ناگوار زندگی از خود مقاومت نشان داده‌اید! بر شماست تا همه فکر و اندیشه، قلب و ضمیر و احساسات خود را در راه دوباره به دست‌آوردن عزت از دست رفتۀ خود و جمیع امت اسلامی همت به خرچ داده از توانایی‌های‌تان در راه دوباره بازگردانیدن شأن و شوکت خود از هیچ گونه سعی و تلاش دریغ ننماید تا هرچه زودتر یاری و نصرت خداوند فرارسد و به عزت از دست‌رفتۀ خود دست یابیم. مسلمانان از این فلاکت و بدبختی و بی‌عزتی امروز که همه ناشی از دوری از اسلام و عمل کردن به غیر از اسلام است نجات یابیم و با حاکمیت تاریخ گذشتۀ خویش عزت از دست‌رفتۀ خویش را با تلاش‌های صادقانۀ شما فرزندان صادق و غیور به دست آوریم.
نویسنده: منتصر

Print Friendly, PDF & Email

مردم نیز مشاهده کرده اند

ځمکه د استوګنې وړ سیارو له نوملړه وځي

نړۍ ته د بشر له راتګ راهیسي انسانانو د وسایلو او تکنالوژۍ له پلوه دومره …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *