تلخ‌کامی‌های هراتیان

امروزه در قرن بیست‌ویک شهر هرات گواه رویدادهای فجیع و دل‌خراشی‌ست که امنیت، رفاه و آرامش، را از این شهر ربوده است؛چنانچه روزانه گواه چندین حادثه‌ای دلخراشی هستیم که توسط دزدان مسلح و آدم ربایان با کمال جرأت در روز روشن و در چند قدمی پاسگاه‌های پولیس صورت می‌گیرد. و این انسان‌های گستاخ دست به ترور و اختطاف وسایل نقلیه و تلفن‌های هم‌راه شهروندان می‌زنند و وارد فروشگاه‌ها می‌شوند و تمام دارایی‌شان را به غارت می‌برند. این ناامنی‌ها باعث پریشانی خاطر شهروندان و بخصوص تجار و سرمایه‌داران شده و اکثریت این تجار به فکر بیرون شدن از این شهر و به جستجوی جای امن برای حفظ جان و سرمایۀ خود هستند تا در آن‌جا بتوانند به فکر آرام و راحت به تجارت بپردازند.

اما درین میان انگشت انتقاد برخی از مردم هرات به جانب پولیس و قوانین نابکار حاکم در این شهر است. مردم پولیس را شریک جرم دزدان، اختطاف‌چیان و تروریستان می‌دانند و به گمان کارشناسان اکثریت این حوادث در زیرگوش پولیس صورت می‌گیرد و هیچ عکس‌العملی از پولیس دیده نمی‌شود. اقدامی هم اگر از طرف پولیس در برابر دزدان و جنایت‌کاران صورت گیرد و یا راهی زندان شوند، به زودترین فرصت با پرداخت رشوت و یا واسطه بعد از مدتی با تمام عزت رها می شوند. در حقیقت زندان‌های افغانستان به پرورشگاه مجرمین است.

هر چند اقداماتی از سوی مسؤلین صورت گرفته است؛ از قبیل بیرون شدن در جاده‌ها، دیدار با مسوولین بالادست حتی رییس جمهور، اعتصاب اقشار مختلف از قبیل صرافان، داکتران، سیاست‌مداران و غیره… اما نه تنها که این اقدامات مردم ره به جایی نکشید و نتیجه‌ای نداد بلکه هر روز ما شاهد افزونی این ناامنی‌ها در هرات بوده ایم. مثلاً تا چندی قبل مردم این شهر تا نیمه‌های شب در بازارها و پارک‌ها با کمال راحتی و امنیت گشت‌وگذار می‌کردند اما حالا با گذشت هر روز بازارها و پارک ها خالی و خالی تر می‌گردد.

تنها اقدامی که دولت در این زمینه همیشه انجام داده این است که چهره را تغییر و تبدیل کرده است. یک روز یکی والی و وقوماندان روزی دیگری فرد دیگری والی و قوماندان مقرر می شوند. یعنی هیچ اقدامی خاصی انجام نمی شود. از چند سال بدینسو والیان و قومندان‌های توانای هم آمده‌اند اما بعد از مدت زمانی در این شهر مدیریت شان ضعیف می شود و گویا با گروه های مخالف دولت و عاملین ناامنی ها یکجا می شوند.

از این عملکرد مسوولین، نتیجه گرفته می‌شود که دزدان مسلح و مردان اختطافچی در بین عده‌ای خاصی از مسوولین و برخی از بزرگان متنفذ این شهر حامی و پشتیبان دارند. تا جایی که در خیلی از وقت‌ها هرات به شکل برنامه‌ریزی شده بیشتر ناامن شده است. مثلاً با آمدن یک والی که از حزب و دسته فلان متنفذ نباشد، بدامنی، دزدی، سرقت و قتل های مسلحانه بیشتر می شود تا والی ولایت بدنام شود.

اما نباید به همچو قضایا نگاه سطحی کرد و از روی‌شان سرسری گذشت. نیاز است که راه‌حل اساسی را جست تا باشد که برای مدام و همیش از این وضع و حالتِ بد بیرون شد. بدون شک این حالت بالای هراتیان در زمانی صورت می‌گیرد که معیارها و قوانین در بین‌شان از اسلامیت به سوی غیر اسلامی شدن و کپیتالیستی گراییده و راه‌حل مشکلات‌شان را در اسلام نه بلکه در نظام‌های بشری می جویند. اکثریت مفاهیم اسلامی نزدشان مثل دیگر مسلمانان جهان مخشوش، پوشیده و یا تحریف شده است. مثلاً در اسلام مسئلۀ رزق یک مفهوم اساسی است که خداوند به طور صریح بیان می‌کند که:

«وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِی الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا»

 [هود: 6]

هیچ جنبنده اى در زمین نیست مگر این که روزى اش تنها برعهده خداست

با این هم مسلمانان باور ندارند و این مشکلات را نظام اسلام با فضاگیر ساختن کسب درآمد از راه‌های حلال و منع قرار دادن آن از راه‌های حرام و آگاهی دادن در مورد این‌که الله سبحانه وتعالی رزق انسان را قبل از تولد آن تعیین و مقرر نموده است، بسیاری از مردم را از اغوا شدن برای افزایش مال‌شان از طریق دزدی، اختطاف، ترور، گرفتن سر راه مردم و یا فساد، ارتشاء و اختلاس جلوگیری می‌کند. علاوه بر این‌ها، نظام اقتصادی اسلام سرمایه را بطور عادلانه در بین شهروندان خویش تقسیم می‌نماید تا هر شهروند ضروریات اساسی زندگی خویش را تامین کرده و از تجمع سرمایه نزد عده ای محدود جلوگیری شود. سرانجام، فقر و بی‌کاری دامن‌گیر جامعه نشود و مردم را بسوی جرم و جنایت سوق ندهد.

همچنین با تطبیق حدود الهی دیگر هیچ دزدی جرئت دزدی را نخواهد داشت؛ زیرا او سبحانه و تعالی درباره‌ای جرم دزدی چنین می‌فرماید:

«وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا كَسَبَا نَكَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»

{المائده: 38}

دست مرد و زن دزد را به کیفر اعمالی که انجام داده اند، به عنوان یک مجازات الهی قطع کنید و الله سبحانه و تعالی توانا و حکیم است.

بناءً، نظام اسلام در هر جامعه‌ای که حاکم می‌شود، نخست شیوه‌ای زندگی جاهلی آن‌ها را تغییر می‌دهد و سپس مفهوم انسانیت را در آن جامعه زنده کرده و برای انجام هر عملی اصل پاداش و مجازات را در دنیا و آخرت بنا می‌نماید. هم‌چنان اسلام به این‌که الله سبحانه وتعالی انسان را می‌بیند و از تک تک اعمال او آگاه است و در روز حشر او را محاسبه می‌کند، آگاهی ایجاد می‌نماید تا مرتکب اعمال زشت و ناپسند در جامعه نشود و از این طریق سطح جرم و جنایت را به حداقل آن می‌رساند. بنابراین، مردم هرات برای بیرون رفت از چنین مشکلاتی که دامنگیر زندگی‌شان شده، لازم است برای حاکم ساختن همچو نظامی از هیچ گونه سعی و تلاش دریغ ننمایند.

محمد منتصری

Print Friendly, PDF & Email

مردم نیز مشاهده کرده اند

فکري انحطاط د غرب د نرمې جګړې محصول

مسلمانان په سياسي، اقتصادي، فرهنګي، ټولنيز او ټکنالوژيکي اړخونو کې له ګڼو ستونزو سره لاس …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *