جمهوریت آلودگی ها و امراض

بربنیاد یافته های یک تحقیق انجام شده توسط وزارت صحت عامه کشور، که در ماه میزان نشر گردید، بیشتر از پنجاه درصد (بیشتر از 15میلیون تن از نفوس 35 میلیونی مردم) در افغانستان از بیماری های روانی چون اضطراب، افسردگی و سایر انواع روان پریشی ها رنج میبرند. یکی از مقامات وزارت صحت میگوید: « سروی ملی صحت روانی که در سال ۲۰۱۸ بالای ۱۲ هزار و ۶۶۶ تن صورت گرفته نشان می دهد که از هر دو افغان یکی آن از فشارهای روانی رنج میبرد»
از آنجا که هر معلولی دارای علتی میباشد این پرسش اساسی مطرح میشود که چرا چنین وضعی حاکم است؟!پاسخ بی تردید برمیگردد به نظام حاکم در این سرزمین؛ آری، نظام سرمایه داری در قالب جمهوری دموکراتیک نظامِ بیمار منشاء گرفته از هوای نفس وغرایز حیوانی ای در ظاهر عقل بشری، نظامِ مرض آلوده، فاسد، ظالم، ظلم پرور و فسادگستر، بیماری زا، و مسموم ساز است. نظمی که اساس و بنیاد آن بر ساختار فکری ای استوار است و آنرا بزور قدرت نرم و سخت و هر ابزار بشمول رسانه ها در اذهان انسان تزریق و در جامعه ترویج میکند که اساسات و ارزش های این ساختار فکری– هواپرستی، دنیاپرستی، مادی گرایی، فردگرایی افراطی، آزادی های لگام گسیخته وقیحانه، اباحیگری، و سایر بدلگامی های سیکولر و لیبرال و در کل دوری از وحی و هدایت الهی، و هزاران فرسنگ دور از انگیزه ها و روانِ معنوی اسلامی باشد، پیامدی جز بیمار ساختن روان و زخم زدن به فطرت سالم بشری ندارد. فقط اسلام و ارزش های فکری اسلام است که با داشتن مبنع وحی الهی، زندگی و مسائل زندگی را چنان معنادار میسازد که میتواند یک شخصیت متعادل و با ثباتی که ریشه در درخت تنومند یک مبدأ الهی داشته باشد، را بسازد که در برابر هر طوفانی با صلابت بایستد و برای هدف بزرگ زندگی – ابتلای الهی کار و پیکار بی امان کند.
از طرفی هم این نظم با آنکه سعادت را مادیات دنیوی تعریف میکند، در عمل متناقض با تیوری خود، به دلیل داشتن نظام اقتصادی غارتگر و فسادپیشه بازار آزاد جز انحصار سرمایه برای تعدای انگشت شمار و تولید فقر، بیکاری، محرومیت و بیچارگی نداشته است. نظامی که برمبنای فکر مادی سرمایه داری دنیاپرست و فاسد شکل گرفته، عاجز از آن است که به مردم عقیده و فکر اسلامی عرضه کند، جان و جهانِ این نظم، فکر و برنامه اش، رهبران و مدیران ارشدش مادیات و منافع شخصی دنیایی، و امتیازات سیاسی به قیمت قربان شدن جان، مال و ارزش های انسان های قلمروش میباشد.
نظم سیاسی نظام سرمایه داری ، یعنی جمهوریت و دموکراسی به شهادت نهاد های معتبر تحقیقی جهان یک نظمی بی ثبات و لرزان است که بی ثباتی سیاسی حاصل از آن زندگی مردم را نیز دچار تزلزل و بی ثباتی ساخته در نتیجه روان جمعی را بیمار میسازد. حکومت های که از دل انتخابات های پر از تقلب و عوام فریبی و به وسیله بادکردن پول و تحریک احساسات مردم با افروختن آتش تعصبات قومی، مذهبی، زبانی، سمتی و حزبی، هم بار نفاق و کدورت و کینه ورزی را بر دل های مردم، و هم بارِ گرانِ مصارف انتخاباتی را بر شانه های مردم سوار کرده و قیمت قد رت طلبی و ثروت اندوزی های قارونگونه و نمرودوارِ سیاسیون و تاجران مافیایی را مستقیم مردم هردم شهیدِ بی سپر این سرزمین میپردازند.
نظام اقتصادی سرمایه داری، غارتگر و بحران ساز است. از دل بحران و فاجعه و ظلم، سود می آفریند، وقتی شما کسانی را در دل نظام قرار بدهید که از دل بحران ، صاحب آرگاه و بارگاه شده و به نان و نامی برسند، آیا کسی طرفدار ثبات و عدالت باقی میماند؟ بنیاد نظام بازار آزاد بر حرص و طمع و رقابت بی دریغ و بی لگام بر سر دستیابی به منابع ثروت ثروت استوار بوده و این رقابت های اقتصادی در بسا موارد حتی آتش جنگ ها را می افروزند.در نظام اقتصادی سرمایداری، سرمایداران فساد پیشه و مافیایی و سیاستگران منافق، برادران دینی اند. این دو طبقه در تبانی با هم و برای منافع مافیایی مشترک، حافظ منافع همدیگر گشته و بی رحمانه از مردم قربانی میگیرند. از تبانی ترمپ با صاحبان سرمایه تا تبانی روسای جمهور افغانستان با صاحبان سرمایه و قاچاق بران مافیایی در هنگام انتخابات ها، مصداق گویای این مدعا میباشد. سرمایه داران وجوه مالی انتخابات را تامین میکنند و سیاسیون فاسد هم زمینه های بیشتر و آسان تر غارتگری و ثروت اندوزی این سرمایداران فاسد را. در نتیجه بارِ گرانِ روانی و مادی بر شانه های خمیده مردم بیچاره تحمیل شده و روزگار آنان را دچار بحران میسازد که بدین ترتیب سلامت جامعه قربانی میشود. امتی که روزی در کل قلمروش به لطف عدل اسلام و حاکمان مسلمان حتی یک نفر مستحق دریافت زکات پیدا نمیشد امروز از جورِ شیطان و پیروانش محتاج و گدای هفتاد و دو ملت گشته است!
نظام اجتماعی سرمایه داری نظامی لرزان و به شدت آسیب پزیر و آسیب زننده به خانواده و ارزش های خانواده میباشد. در نظام اجتماعی سرمایداری، نه خانواده اصالت دارد و نه ارزش های خانوادگی. این فرد است که اصل و محور میباشد. اندیشه فردگرایی افراطی زمینه را برای منگرایی متکبرانه، خودرایی، خودخواهی و در نتیجه فروپاشی نظم خانواده و ارزش های خانوادگی چون محبت، اطاعت، احترامگزاری، شفقت، دستگیری، و ایثار و صدقه برای خانواده و اعضای خانواده که در واقع هسته اصلی جامعه است را مساعاد ساخته و به ناآرامی اجتماعی دامن میزند. افراد جنین جامعه با اضطراب ها و استرس ها و روان پریشی حاصل از فردگرایی زندگی کرده و روزگار را بر خویش و دیگران تلخ میسازند. حال آنکه نظام اجتماعی اسلام با برخورد ارزشی و جمع گرایانه با خانواده، بنیاد خانواده را مستحکم و فضای خانواده و در نتجه کل جامعه را مملو از آرامش، احترام، اطاعت و شفقت، دستیار و ایثارگری و سازندگی میسازد.
بر هیچ آدمی چیزفهمی، هرگز پوشیده نیست که سلامت و صلح و عدالت و آرامش و یا برعکس مرض آلودگی فکری و جسمی، فساد، ظلم، و بی ثباتی و بحران نه از دل زمین بند میشود و نه از آسمان فرومیریزد. بکله این تقدیم اعمال انسان ها است با عزم جزم بر ایمان و اجرای عقیده و نظام الله بر خویش و جامعه خویش درب رحمت و نعمت را میگشایند یا درب غضب و مصیبت را. هیچ چیزی الله را بیشتر از آن ناراض و روگردان از خلق نمیسازد که پذیرش و اجرای نظام طاغوت و نظام های بشری آلوده به هوس و فساد و ظلم. و همینگونه هیچ کاری الله را راضی و غمخوار خلق نمیسازد که اجرای عقیده اسلامی و نظام الله در زندگی و جامعهپس برماست که تا از نظام های بشری فاسد و ظالم، و فسادآور و ظلم گستر، روگردانی و دوری نموده به عقیده و نظام اسلامی چنگ بزنیم و حکم و نظام الله متعال را در جامعه خویش تطبیق نماییم تا هم در دنیا از رحمت و عزت که الله نصیب جوامع مومن میسازد بهره مند شویم و هم با کسب رضایت الله متعال آخرت و عاقبت خویش را جنت ساخته به سعادت ابدی برسیم. در روشنی قرآن و سنت و نیز نظرِ مستنیر بر واقعیات و تاریخ اسلام بی تردید در میابیم که هرگاه مردمان زمین عقیده و نظام اسلام را جهت کسب رضایت الله متعال تطبیق و از آن پاسداری کرده اند الله متعال به آنها سلامت دارین، عزت، قدرت، و شکوه و مدنیت اعطا کرده و هرگاه از آن روگردان شده اند به انحطاط فکری و ذلت سیاسی دچار شده اند، به گفته حضرت عمر رض ، ما مردمانی بودیم که با اسلام عزت یافتیم و هرگاه از آن دور شویم باز ذلیل میشویم. و آخرین کلام اینکه : اسلام پیروز میشود بی تو یا باتو، اما تو بدون اسلام بازنده و ذلیل خواهی بود.
آری! اسلام‌ و تطبیق عقیده و نظام اسلام — سلامت، عزت، قدرت، و سعادت میاورد.

نویسنده: عمر آرین

Print Friendly, PDF & Email

مردم نیز مشاهده کرده اند

تلخ‌کامی‌های هراتیان

امروزه در قرن بیست‌ویک شهر هرات گواه رویدادهای فجیع و دل‌خراشی‌ست که امنیت، رفاه و …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *