درد امت ما واقعاً چیست؟

ما در عصری زندگی می‌کنیم که از یک‌سو اسلام اصالت عملی و‌ تطبیقی خود را از دست داده و از سوی دیگر موج های بی‌اعتمادی در مقابل راهکار های اسلامی نسبت به هر وقت دیگر رو به افزایش است. پیروان مخلص اسلام هر کدام به نحوی تلاش دارند سهم خود را از تکلیف‌ شان در قبال شریعت اسلامی ادا کنند. اما نگران کننده تر از همه این که در شرایط کنونی درک و شناخت تکلیف اسلامی دستخوش انحراف و تعابیر گوناگون گردیده و اصلاً معیار ثابتی برای آن دیده نمی‌شود تا همه به آن اتفاق کرده و گرد آن جمع آیند؛ در بیشتر موارد زیر نام ادای مکلفیت شرعی حتی حقوق و لازمه های اساسی اسلام نقض و پامال می‌شود.

الله سبحانه و تعالی در جاهای مختلف از کلام خود هدف خلقت بشر را ابتلأ یا همان امتحان بیان نموده و برای کسب سعادت آخروی ‌که بهشت جاویدان است، کسب و جلب رضایت خود را شرط قطعی دانسته. این بدان معنی‌ست که خالق هستی تنها هدف و مقصد زندگی را امتحان و در مقابل تنها هدف و مقصد انسان را از زندگی‌اش،‌ کسب رضایت خود قرار داده است که در این خصوص می‌فرماید:

الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ ﴿۲﴾ سوره الملک
ترجمه: همانكه مرگ و زندگى را پديد آورد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد و اوست ارجمند آمرزنده.

هدف واقعی از زندگی که در اسلام تاکید همه جانبه به آن صورت گرفته و در حقیقت حیثیت زیر بنای تمام کارکرد های یک مسلمان را شکل می‌دهد. امروز در بین مسلمانان یا با تاثیر پذیری از فضای غربی رنگ باخته و اصلاً احساس چندانی به آن وجود ندارد و یا هم بشکل درست آن درک و فهم نگردیده و این موضوع باعث ایجاد انحراف های عمیق فکری و عملی در بین مسلمانان شده است.

از سوی هم عدم تفکیک و درک دقیق بین نفس هدف زندگی (تنها مقصد و علت حیات) و ارزش های آن هدف (نتایج ضمنی حاصل شده از آن) باعث شده تا عده‌ای از مسلمانان اسلام را بصورت یک کل غیر قابل انفصال هضم نتوانند و در نتیجه مسیر شان به انحراف بی‌انجامد.

فرض مثال؛ معلم شغل‌‌اش تدریس است و در مقابل این عمل خود حق‌الزحمه مشخص دریافت می‌کند.
اگر این معلم مومن و تابع رضایت الله سبحانه و تعالی باشد. پس هدف‌اش از انجام عمل (تدریس) کسب رضایت الله سبحانه و تعالی است و در کنار آن حق‌الزحمه را منحیث ارزش (نتیجه ضمنی) عمل خود بدست می‌آورد. پس تبدیل نمودن ارزش عمل (حق الزحمه) به هدف عمل (رضایت الله متعال) توسط معلم باعث می‌شود تا معلم دیگر «مومن» نباشد. به عین شکل نادیده گرفتن آن ارزش (حق الزحمه) توسط معلم باعث می‌شود معلم در تأمین نفقه و یا پیش‌برد امور زندگی خود دچار مشکلات گردد. درک این تناسب کمک می‌کند دید ما از اسلام دید سالم و حکیمانه باشد.

عدم فهم درست از وحی (فقه کلام) باعث شده اکثریت مسلمانان بین هدف زندگی و ارزش های زندگی تفکیک و تفاوت قایل نشوند که در نتیجه به ایجاد سراسیمگی فکری و بیشتر شدن درز انحطاط منجر شده است.

عده‌ای با اصل و معیار قرار دادن بعضی ارزش‌ها، هدف زندگی را منزوی و حاشیه‌نشین کرده‌اند. حفظ حیات، شیفتگی به پیشرفت و تکنالوژی، دست‌یابی به قدرت، تمرکز به رفاه‌ی اقتصادی، انواع مختلف از رقابت‌ها و هم‌چشمی‌های مادی، همه مواردی اند که تعداد زیادی از جمعیت مسلمان را از پرداختن به اصل هدف زندگی بدور ساخته و گمان می‌کنند الله سبحان و تعالی تنها دلیل خلقت شان را چنگ زدن به همین ارزش‌ها بیان نموده و بس.

عده‌ای از اسلام باوران اکثر ارزش‌های زندگی را ندیده گرفته هدف را چنان خشک و بی محتوا هضم کرده‌اند که هرگز به طبع سالم انسانی برخورد نمی‌کند. با شعار رضایت الله به هر آنچه از تمدن آمده پشت کرده و اسلام را به آیین نفرت و انزجار مبدل ساخته اند. این‌گونه هر که خلاف این تعبیر شان صدا بلند کند حتمی‌ست تا مزه تیغ بُران را بچشد.

به همین منوال گاهی اسلام به انحصار کسانی در می‌‌آید که هدف زندگی را در تعبیر کاهنانه‌یی خلاصه کرده‌اند که جز قشر منزوی شده با روان تدین، احدی مایل به سپردن خودشان به آن هدف نیستند. اینان گمان می‌کنند رضایت خدا در دوری جستن از دغدغه های مادی زندگی‌ست نام‌اش را تزکیه گذاشته تا توانستند خود را از سیاست و مؤلفه های آن دور ساختند و این‌گونه میدان بزرگ رهبری امت را با دستان خود به دشمنان خدا و رسول‌اش تقدیم کردند.

فراتر از این همه؛ با نفوذ سیطره‌ی نگرش های غربی، لگام گسیختگی فکری عده‌ای از مسلمانان به حدی می‌رسد که مصمم می‌شوند تا سنت غربیان عهد رنسانس را پیش گیرند؛ به خود اجازه می‌‌دهند تا خود شان به زندگی‌ معنی بخشیده هدف‌‌ساز و مُقنن عقیده خود گردند. با شعار تجدد و نوگرایی و تطابق اسلام با عصر تکنالوژی، گستاخانه ماهیت و کلیت اسلام را زیر سوال می‌برند و با تعریف محض فرد محورانه از دین؛ اسلام را تنها و تنها به تار عبادت و اخلاق بسته‌ می‌کنند. با آن‌که انگیزه خود را ترمیم و اصلاح متون منحرف شده‌ای دینی بیان می‌دارند اما در اکثر امور زندگی متمسک به برنامه های غربی اند و فرهنگ آنان را عاشقانه به گوش امت زمزمه می‌کنند.

پس در می‌یابیم که این سراسیمگی و انحطاط عمیق امت ما اساساً ناشی از عقب مانی ذهنی و معلوماتی و یا پسمانی نظامی و اقتصادی و یا هم از دوری جستن از نوافل و مستحبات‌ و یا ترک سنت ها و مندوبات نیست، بل این وضعیت اسفبار و بی‌پیشینه ناشی از عدم شناخت حکیمانه‌ی هدف زندگی و‌ پیروی از خط‌ مش فکری و ثقافتی غیر از اسلام است که منجر شده امت میلیاردی با وجود امکانات وسیع و چشم‌گیر و پتانشیل فوق العاده بالا و کارآمد باز هم ذلیل باشد و حتی در کوچک‌ترین مورد صلاحیت تصمیم‌گیری سرنوشت خود را نداشته باشد.
این‌جاست که به صراحت می‌توان گفت؛ درد امت ما چیزی نیست جز بیگانگی با هدف زندگی و آفرینش!

نویسنده: میلاد مهاجر

Print Friendly, PDF & Email

مردم نیز مشاهده کرده اند

انسانیت رښتیا هم ستر مذهب دی؟

په ټولنیزو رسنیو کې یو شمېر کسان دا جمله تکراروي چې (انسانیت ستر مذهب دی). …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *