//----------------------------------------------------------------------- fb instant afticles

زندان وسیله مجازات یا ابزار مکافات

چکیده: ارتکاب جرم وجنایت و موجودیت مجرمان در جوامع در هرعرصه زمانی موجود بوده با این تفاوت که میزان جرم و تعداد مجرمان در جوامع  و زمان‌های مختلف با در نظرداشت قوانین صادره از نظام آن متفاوت بوده است، لاکن در عصر کنونی به تعقیب رشد تمدن و شهرنشینی میزان جرایم و تعداد مجرمان به صورت کل به دلیل مهیا نبودن شرایط تأمین نیازهای انسانی افزایش یافته است و دولت‌ها به منظور فایق‌آمدن بر ناهنجاری‌های موجود ناشی از جرایم به نیابت از نظام حاکم مجازاتی را تحت عنوان زندان یا همان حبس در نظر گرفته اند که این مجازات اکنون در تمام ممالک اعم از اسلامی و غیر اسلامی در حال اجراء و تطبیق است، منتها مجازات فوق بنابر دلایلی در امر کنترول جرم ناکارآمد و ناکام بوده است که این ناکامی را می‌توان به وضاحت در جوامع مشاهده نمود، در این میان اسلام برای جلوگیری از ارتکاب جرم قوانین خاصی را ارایه نموده است که تطبیق این قوانین متضمن کاهش جنایات و شگوفایی جوامع می‌باشد و تاریخ هزارساله اسلام نیز دلیلی براین مدعاست.

کلمات کلیدی: قوانین نافذه بشری، قوانین نازله الهی، غرایز، حاجات، زندان، نیاز، دولت، ملت، جرم، جنایت، ریسمان، قرآن، سنت، حاکم مسلمان، دولت اسلامی

انسان منحیث موجودی حیه در سرشت خویش دارای مواردی است که آن‌هارا غرایز و حاجات نامند. تمامی حاجات و غرایزی که در فطرت انسان نهفته است نیاز به اشباع دارد و هرازگاهی که این غرایز و حاجات اشباع نشود و یا مانعی در راه اشباع آن موجود باشد انسان را مریض و رنجور نموده ممکن حتی وی را تا سرحد هلاکت و نابودی بکشاند، از همین رو وی (انسان) در محیط ماحول خویش و جامعه‌ای که در آن مسکن‌گزین می‌باشد به دنبال آن است تا اسباب و وسایل لازم جهت اشباع نیازهای فطری‌اش را یافته و بلوسیله آن ضرورت‌های ذاتی را اشباع نماید.

آن‌گاه که انسان موفق به کشف وسایل لازم در جهت اشباع نیازهایش نشود و یا از اشباع آن ناتوان باشد، سر به طغیان زده غوغا و آشوب به پا خواهد نمود، علاوتاً هنگامی‌که نیازهای اولیه انسان که برخاسته از همان موارد فطریِ اوست برآورده نشود وی احساس خطر کرده و دست به هرگونه تقلایی ازجمله مجرمانه می‌زند تا نیازهایش رفع گردد، این دقیقاً پاسخ سوال مشهوری است که می‌پرسد انسان چرا مرتکب جرم می‌شود؟

طوری‌که بیان شد انسان زمانی مرتکب جرم و جنایت می‌شود که نیازهای وی برآورده نشده یا که وی زمینه را برای برآورده شدن آن نیازها نامساعد و تنگ می‌بیند، لاکن در این میان نکته حایز اهمیت و قابل توجه چگونگیِ کنترول جرم و جنایت و وضع قوانین و مقررات در جهت جلوگیری از بروز جرایم است؟ وضع قوانین در جوامع جهت کنترول جرم لازم و ضروری بوده در غیر آن صورت جوامع مبدل به منجلابی از مشاکل خواهند شد، به همین دلیل در هر جامعه حتی ضعیف‌ترین آن از نگاه قوانین، مقرراتی به‌خاطر کاهش جرم و جلوگیری از آن وجود دارد، که به صورت کل این قوانین به دو گونه اند که عبارتنداز قوانین نافذه بشری و قوانین نازله الهی.

تمام قوانین بشری برای جلوگیری از بروز جرم و جنایت و کاهش آن به یک چیز ختم می‌شود و آن نیست، مگر زندان. در قوانین بشری زندان وسیله‌ای است برای مجازات مجرمان در انواع جرایم با این تفاوت که مدت زمان آن نظر به نوعیت جرم متفاوت است. قانون زندان در تمامی ممالک بلااستثناء تطبیق می‌شود. حال، بایستی این سوال را مطرح کرد که آیا زندان باعث کاهش جرم می‌شود یا خیر؟

تحقیقات و مشاهدات بشری بیان‌گر آن است که زندان لزوماً به کاهش جرم منجر نمی‌شود، بلکه حتی گاهی بالعکس باعث گسترش جرم‌های رنگارنگ و بازگشت زندانیان به زندان با کوله‌ای از جرایم سنگین‌تر می‌شود، و دلیل آن این است که زندان‌ها بالاخص انواع شلوغ آن حیثیت دانشگاه‌های مادر و پررشته را داشته که در آن‌ها زندانیِ تازه‌وارد با انواع و اقسام جرم‌های تازه‌تر و مجرمان رنگین‌تر و پردل ‌و جرأت‌ترآشنا شده و علاوه بر افزایش دانش و آگاهی، اعتماد به نفس و جرأت‌شان نیز متعاقباً بیشتر می‌شود، و از طریق شکل‌گیری ارتباطات تازه به شبکه‌های جرم جدیدتر وارد می‌گردند.

قسمی‌که ذکرشد، جرم زمانی شکل می‌گیرد که انسان موفق به رفع نیازهایش نشود، اما هنگامی‌که نیازهای انسان برآورده شوند چون وی ( انسان) طبیعت نیکویی دارد و به عبارتی طبعاً مجرم و مجرم‌زاده نیست اکثر آن‌ها لزومی جهت ارتکاب جرم نمی‌بینند، مگر عده‌ی بسیار اندکی. از سویی، در این وهله زمانی که جرم و جنایت به حد عظیمی رشد یافته در پشت نام مجرمان شناخته‌شده و محکوم شده مجرم ناشناس و گریزپای دگری نیز هست که از دید همگان به دور مانده که آن مجرم مذکور عبارت از حکومت‌ها اند، در واقع این حکومت‌ها اند که محوریت جرایم را تشکیل داده و هسته بزرگ آن محسوب می‌گردند و تقصیرشان از ناحیه‌ای است که آن‌ها از سویی با وضع قیودات و سنگ‌اندازی بر عده ضعیف موجب افزایش خشم و تراکم عقده در عده به حاشیه رفته شده، از سوی دیگر با بی‌عدالتی‌های سیاسی، تبعیض‌ها، فسادهای اقتصادی، بی‌کفایتی‌های مدیریتی و غیره به قشربندی‌های شدید اجتماعی کمک کرده و دو طبقه مجرم را پدید می‌آورند.

دسته اول یقه‌سفیدانی اند که به دلیل حضور در دایره‌ی قدرت و حاشیه‌ی امن آن جرم‌های بزرگ می‌کنند و هیچ‌گاهی به گیر نمی‌افتند، دسته دیگر اما آفتابه‌دزدانی اند که به‌خاطر فقر به حاشیه‌نشینی فرورفته و برای تأمین نیازهای‌شان مجبور به ارتکاب جرم اند، و از طرفی به دلیل بیرون بودن از دایره قدرت، همیشه در معرض برخورد با پولیس و دستگاه جزایی هستند. نهایتاً احساس خشم‌شان روز به روز افزایش می‌یابد و ترکیب این خشم و نابرابری‌ها به سایکل معیوبی از تولید و افزایش جرم و در نتیجه شورش اجتماعی می‌انجامد.

این بود از قوانین نافذه بشری که نتایج ناگوار آن برای هر صاحبِ بصیرتی هویداست، لاکن در این زمینه عملکرد قوانین الهی متفاوت می‌باشد. اسلام برای منع بروز جرم و جنایت و کنترول آن راهکارهای متفاوتی را ارایه می‌نماید، چنان‌که در قدم نخست اسلام تمام مسلمانان اعم از پیر و جوان، کوچک و بزرگ و مرد و زن را از ارتکاب ظلم و ستم بر دیگری منع نموده و آن‌ها را بر وضعیت دیگری مکلف و مؤظف قرار داده است و انسان را با وعید بهشت و دادن پاداش در مسیر کمک بر دیگری  وتأمین نیازهایش انگیزه و همت می‌بخشد، علاوتاً اسلام دولت اسلامی و حاکم مسلمان را عهده‌دار امور رعیتِ خویش قرارداده و وی را مؤظف بر مهیانمودن شرایط جهت تأمین نیازهای اولیه و ثانویه‌ی ملت قرار داده است، و نیزحاکم و سایر کارگزاران دولت اسلامی را از کوتاهی در امر حفاظت از حقوق ملت برحذر داشته و نیز دولت را حافظِ جان، مال و ناموس رعیت قلمداد نموده است.

طوری‌که بیان شد حاکم مسلمان و دولت اسلامی نهایت تلاش و کوشش خویش را در راستای فراهم‌نمودن شرایط تأمین نیازهای انسانی به خرج داده تا بلوسیله بتوانند از بروز جرم در جامعه جلوگیری نمایند و برای دست‌یابی به این هدف تمام داشته‌های موجود را به کار می‌گیرند، لاکن برای آن دسته از افرادی که از روی جهل یا که هوس اقدام به جرم می‌کنند، قوانین خاصی را درنظر گرفته، طوری‌که باتطبیق آن قوانین، ریشه‌های جرم و فساد در جوامع اسلامی خشکانیده خواهد شد. به‌گونه‌ی مثال اسلام برای کسی که اقدام به دزدی می‌نماید، در صورتی‌که شرایط لازمه تکمیل شود مجازاتی چون قطع دست در نظر گرفته است و یا برای کسی که مرتکب عمل زشت زنا می‌شود، سنگ‌سار را به عنوان مجازات تعیین نموده است.

چنان‌که قوانین اسلامی در جوامع پیاده شوند و ارزش‌ها و فرامین الهی از سوی دولت و ملت به دیده قدر نگریسته شوند، وضعیت جوامع اسلامی در مسیر تجلی و شکوفایی در حرکت خواهد بود به‌صورتی‌که در دراز مدت 13 قرن این وضعیت زبان‌زد عام و خاص در میان اهل حیات گشته بود، بناءً از قراین پیداست، برای این‌که بتوانیم بر مشکلات فعلی ناشی از افزایش جرم و جنایت فایق آییم، نیازمند آنیم تا باری دگر به ریسمان محکم شده الله که همانا قرآن و سنت است تمسک نماییم.

نویسنده: رامش منیب

Print Friendly, PDF & Email

مردم نیز مشاهده کرده اند

ایا کېدونکې سوله د جګړې پای دی؟

په تېره څلوېښت کلنه دوره کې د افغانستان د مسلمان ولس ډېر څه د جګړې …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *