ساخته‎ی بشر یا از خالق بشر!

مفکوره‌ی انسان‌گرایی(Humanism) ریشه در اواخر قرون وسطی و آغاز عصر رنسانس در اروپا دارد. از آنجایی‌که کلیسا به مثابۀ ناظم و حاکم جامعه از هیچ ‌نوع ظلم در مقابل رعیت دریغ نمی‌کرد و حتی با فروختن کارت ورود به جنت و خلاصی از جهنم برای مجرمین زمینۀ قتل و کشتار مردمان بی‌گناه‌ را فراهم نموده بودند. ابتدا دانشمندان برای خلاصی از ظلم کلیسا مبارزه را آغاز نمودند  که بعدها مردم مخصوصاً جوانان با پیوستن به این حرکات بنیاد کلیسا را لرزانیدند. سرانجام نتیجۀ این مبارزات، از میان رفتن  حاکمیت کلیسا و به ‌میان آمدن مفکورۀ انسان‌گرایی و بلاخره جدایی دین از زنده گی، که به معنی عدم مداخلۀ خالق درزنده گی میباشد رقم خورد و مردم شروع به ساختن قوانین جدید  بر اساس میل و ارادۀ خود و مفکورۀ اکثریت نمودند که منجر به تولید مفکورۀ‌ آزادی بدون حد و مرز به انسان شد.

اما نکتۀ قابل بحث این است که رنسانس زمانی در اروپا رقم خورد که مسلمانان در عصرهای طلایی بسر می‌بردند و از هرنوع امکانات، آسایش فکری و مادی برخوردار بوده و با رضایت کامل تحت حاکمیت اسلام زندگی داشتند.

سوال اساسی  این‎جاست که آیا واقعاً انسان ها می‎توانند که با فکر محدودی که دارند زندگی خود را مطابق با فطرت و استندرد سالم آن تنظیم کند و یا اینکه این انسان‎گرایی همانند دوره‎ی کلیسا، جز یک فریبی بیش نیست که در حد شعار میان‎تهی باقی‌ماند.

در نخست برای ابطال مفکوره انسان‎گرایی کافیست که بدانیم؛ مخترع و سازنده هر ماشین، استندرد بکارگیری، کود گذاری و رهنمایی استفاده شدن را خوب می‎داند و اسرار ماشین‎اش را به شکل کامل بلد است و کتلاک استفاده آن را شرح می‎دهد؛ اما یک استفاده کننده آن ماشین تنها بلد است که چگونه روشن، خاموش و کاربردش را بداند. بناً مستفید شونده، ادعای و دخالت بیجا نباید کند.

 

هنگامی که الله متعال انسان را آفرید، خودش می‎داند که انسان‎ها چی‌گونه زندگی‎شان را تنظیم کنند تا به نفع دنیا و آخرت شان باشد. از این رو برای‎شان یک کتاب راهنما(قرآن یا هر کتاب آسمانی دیگر) را فرستاد تا بر اساس آن زندگی خود را تنظیم کنند تا دچار آشفتگی‎ها نشوند، الله سبحانه و تعالی میفرماید:

وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ.

(طه آیه ۱۲۴)

و هر که از یاد من روی بگرداند(و از احکام اسلام دوری گزیند) زندگی تنگ و سختی خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا محشور میکنیم.

پس الله متعال از همه بهتر می‎داند  که بشر چی‎گونه زندگی خود را تنظیم کنند تا اینکه مطابق با فطرت و هدف خلقت اش که همانا ابتلا است باشد. حالا اگر انسان‌ها هر قدر هم قانون بسازند هیچ گاه نمی‎توانند که زندگی انسان‎ها را مطابق با فطرت شان تنظیم کنند، این موضوع در زمان حال بیشتر واضح گردیده است که دموکراسی با طرح مفکوره‎ی انسان گرایی، برای تنظیم امور زندگی بشر ناکام گردیده است. از فروپاشی نظم خانواده‌ها گرفته تا بیزاری مردم از نظام‎های بشری و افزایش افسردگی در میان مردم الی امراض مختلف که همه ریشه در نظام های بشری دارد که برای منافع شان، نظام‎ها را ساخته اند و انسان‎ها هر قانون که می‎سازند نمی‎توانند به چیزی دست یابند که واقعاً بشر به آن نیاز دارند و به سعادت برسند؛ چون مغز انسان محدودیت دارد و نمی‎شود با افکار بشر نظام کامل و جامع برای همه بشر ساخت و آنان را رهنمون کرد.

پس یگانه نظام که می‌تواند زندگی انسان‌ها را مطابق با فطرت شان تنظیم نماید همانا نظام اسلام می‎باشد و بس؛ برای اینکه این نظام کامل و جامع بصورت درست اش تطبیق شود نیاز است تا این دین در مسند قدرت و تطبیق قرار گیرد.

نویسنده: رضوان احمدی

Print Friendly, PDF & Email

مردم نیز مشاهده کرده اند

وروستيو ټولټاکنو وښوده چې افغانان جمهوریت نه غواړي

افغانستان ته جمهوريت اتلس کاله وړاندې د امریکایي هاموې او بي ۵۲ الوتکې په زور …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *