سرایت مساوات در تکلیف زن

چکیده: الله سبحانه و تعالی زن و مرد را با جنسیت متفاوت آفریده و نظام اجتماعی را مطابق فطرت انسانی تنظیم نموده است. اما مفکوره مساوات همانگونه که در ارزش زنان غربی سیر نزولی داشت ، دامن گیر زنان مسلمان نیز گردیده است.
واژه های کلیدی: اجتماع، خانواده، تکلیف، مساوات، غریزه، فمنیزم، جندر، سرمایه داری، اسلام
از زمان که خالق موجودات، از روح پاک بر گِل ناپاک دمید و از آن آدم و سپس هوا را خلق کرد، زندگی اجتماعی آغاز شد و زن و مرد منحیث مکمِل زندگی در آن ایفای نقش نمودند. خانواده نیز منحیث بنیادی ترین مکتب و پرورشگاه در اجتماع، به تولید و تربیت نسل انسان پرداخت؛ چنانچه حیات امروزی بزرگترین نمونه آن است. حقیقتا محموله زندگی توسط زن و مرد در حرکت بوده و حیات بشر وابسته به مسئولیت پذیری هریک از آنان است. اگر زنان از ولادت دست بکشند و یا مردان درکنار زنان نباشند و هرکدام برای خود شان زندگی کنند، توقف این پیمایش حتمیست. گم شدن هدف زندگی و دید غلط از اشباع غریزه جنسی، بشر را به زندگی حیوانی نزدیک نموده و از هدف اصلی دور نمود است. بناء چگونه خواهد بود حالت جامعه ای که خانواده اهمیتی در آن نداشته و ارتباط و استحکام آن از هم پاشیده باشد؟ و جامعه ای که در آن انسانها قبل از تولد شان به سوی مرگ برده شوند، و یا بعد از تولد پدر نداشته باشند و یا هم اطفال آن از مراقبت، عطوفت و تربیت والدین خود بدور باشند.
نمونه چنین جامعه ای را بخوبی می توان در غرب مشاهده نمود؛ پایین بودن سطح ازداواج، آمار بلند طلاق، تک والدینی و بی والدینی از چالش های بزرگ جامعه غربی به حساب می رود. آمار های “یورو ستیت” نشان میدهد که سهم تولد های خارج از ازدواج (زنا زاده) در سال ۲۰۱۴م در اروپا ۴۲ در صد بوده است. همچنان بر اساس گزارش مرکز تحقیقاتی “یورو ستیت” و اداره آمار ملی”ONS” در سال ۲۰۱٥م تولد های خارج از ازدواج در بسیاری از کشورهای اتحادیۀ اروپا از تولدهای مشروع و داخل ازدواج، پیشی گرفته است طور مثال: فرانسه ٥۹ درصد، سویدن ٥٥ درصد، دنمارک ٥۶ درصد، ایستونیا و اسلوانیا ٥۸ درصد بوده است و در انگلیس تقریباً نیمی از تمام نوزادان (۴٧درصد) بدون از ازدواج متولد می‌شوند، در حالی‌که درسال‌های ۱۹۴۰م این رقم در حدود ۶ درصد بوده است. این آمار ها نشانه ای از از بی اهمیت بودن انسان و بقای نسل بشر در دیدگاه غرب است. پس عامل این گسستگی اجتماعی که دولت های غربی از ترمیم و تنظیم آن عاجز مانده اند چیست؟
از زمانیکه مفکوره مساوات با تشکیل جبهه های فیمنیستی در اروپا و امریکا، پس از انقلاب صنعتی وارد افکار عام بخصوص زنان شد، کم کم این طبقه را از کنار فرزندان شان دور کرده و مایه ای فروپاشی خانواده ها در غرب گردید. سرمایه داران پس از روی کار آمدن ماشین ها، زنان را نیروی کار موثر و ارزان، برای خود یافتند و از آنان بعنوان ابزار اقتصادی استفاده کردند. نمونه های آن امروزه نیز در بازاریابی بسیاری از محصولات تجارتی بخوبی قابل مشاهده بوده، همچنان در اعلانات تجارتی و پذیرایی های دفاتر مورد استفاده قرار میگیرند. نظام سرمایه داری بسوی انسان نیز به دید منفعت مینگرد؛ حتی اگر شعار مساوات و حقوق بشر را نیز سر دهند. مدافعان حقوق زن با راه اندازی مفکوره های مانند “جندر” که هدف اصلی آن محو دید جنسیت میان مرد و زن است؛ ظلم بزرگی در حق آنان نموده است. این باور به زنان غربی اجازه داده است تا از مادر بودن، ازدواج، ولادت(سقط جنین)، تربیت اطفال و امور خانه که نبود شان یگانه عامل انقراض نسل بشر بحساب میرود، دست بکشند. بنابر این، خانواده و زن ارزش و اهمیت حقیقی در غرب نداشته و هر یک از مردان و زنان در نظر سرمایه داری ابزار و نیروی کار به شمار میروند. ازدواج نیز منحیث یک قرار داد بین دو جنس، چه هم جنس باشند یا غیر همجنس، عقد شده و امکان فسخ آن نزد دو طرف در هر زمانی موجود است.
مفکوره مساوات همزمان با اشغال سرزمین های اسلامی میان زنان مسلمان نیز سرایت کرده و در حال تکرار فاجعه غرب، در بین مسلمانان است. در حالیکه اسلام جایگاه و مسئولیت خاصی برای زنان و همچنان مردان داده و هرگز برداشت های غلط از اسلام، دلیل بی عدالتی آن بوده نمیتواند. معنی زندگی در اسلام ابتلا و آزمایش بوده و کسب رضایت الله سبحانه و تعالی، هدف اساسی یک مؤمن است.
ویژگی و ظرفیت های خاص که الله سبحانه و تعالی در وجود مرد و زن آفریده است؛ ایجاب میکند تا هر کدام بخش خاص زندگی را پیش برده و در دایره تکلیف خود بچرخند تا از یک طرف نظم جامعه حفظ شود و از سوی دیگر هر کدام با ادای مسئولیت خود رضایت الهی را کسب کنند. الله متعال هرگز زن و مرد را از روی تفکیک و تبعیض نیافرید و نه آنها را در احکام و اوامر خود جدا نمود؛ بلکه، خداوند انسان را منحیث کل خطاب کرده و احکام اسلامی بدون اینکه متعلق به زنان باشد یا مردان، برای حل مشکلات انسانی و اجتماعی فرستاده شد. بطور مثال: اسلام در مسئله ایمان و اعلای کلمة الله هیچ تفاوتی میان مرد و زن قائل نشده و همه را یکسان بسوی آن فرا خوانده است و مسئولیت حمل آن را بر دوش همه ای مسلمانان گذاشته است. همچنان عبادات را از قبیل نماز، روزه، حج و زکات بالای مرد و زن امر کرده است؛ همین گونه زنان و مردان در اخلاقیات، معاملات و عقوبات نیز یکسان اند. زنان میتوانند در تقوا، صبر، سخاوت و حیا نیز الگو باشند. در خرید و فروش، تعلیم و تعلم نیز دیدگاه اسلام بر مردان و زنان یکسان است. اما اینکه الله متعال احکام عام و خاص را برای هر کدام از زن و مرد بطور جدا گانه تعیین و تکالیف جدا گانه ای برای هرکدام معین نموده است؛ بخاطر جایگاه و جنسیت هر کدام آنها است. مردان نمیتوانند مادر شوند و همچنان ظرفیت مراقبت از اطفال را ندارند. همینگونه، زنان نیز توانایی کار های سنگین را ندارند. همچنان برای مردان فرض است تا نفقه فامیل را تنظیم و از آن مراقبت کنند؛ و برای زنان نیز فرض بوده که از شوهر و سرپرست خانه اطاعت کنند. برای زنان حرام است که خود را شبیه مرد بسازند وبرای مردان نیز حرام است که پوشاک زنانه بپوشند و شبیه زن شوند؛ و یا در اندازه عورت، مرد و زن از هم تفاوت دارند. پس این تعینات وتخصیصات به معنی تبعیض و عدم مساوات نیست و نه مساوات درآن مطرح است؛ بلکه، هر یک ازین ها راه حل برای زن در مقام خودش و راه حل برای مرد در مقام خودش است و این راه حل ها برای حل مشکلات جامعه است نه فرد؛ چون زنان و مردان هردو مکلف بوده، دایره تکلیف و همچنان حقوق و وجایب شان بالای همدیگر نیز مشخص میباشد. وقتی که الله سبحانه و تعالی مردان را سرپرست خانه قرار داده و اطاعت از آنها را بالای زنان واجب نموده است و یا زنان را از خلوت با مردان نا محرم ویا بیرون شدن از خانه بدون محرم منع کرده است، به معنی محروم کردن زنان از جامعه و یا حبس کردن شان در خانه نبوده و نه هم به معنی مساوات و یا عدم مساوات است. بلکه، این همه برای حفظ نظام خانواده بوده که مردان مسئولیت کار بیرون و نفقه خانه را بدوش دارند و زنان مسئول کار خانه و تربیت اطفال باشند. پس واضح است که اسلام دید فردگرایانه از مرد و زن نداشته؛ بلکه، آنها را منحیث جمع مورد خطاب قرار داده و با در نظر داشت جنسیت شان نظام اجتماعی را تنظیم نموده است. اگر در میراث پسران دو چند دختران سهم دارند، در برابر اش تکلیف سرپرستی و نفقه خانه را نیز عهده اند که زنان در ان هیچ مکلف نیستند. و یا در مسئله شهادت؛ تنها در امور و معاملات عام شهادت دو زن در برابر یک مرد قرار میگیرد ولی در مسائل خاص زنان، مثل شیر دادن اطفال، بکارت وغیره شهادت تنها یک زن کافیست و اصلا شهادت مردان در آن مورد اعتبار نیست. بنابر این اسلام زنان را منحیث جنس دوم نمیشناسد و نه مردان را بعنوان جنس اول معرفی میکند؛ بلکه، هردو را منحیث انسان مورد خطاب قرار داده، تکلیف و حقوق زندگی را بین هر دو تقسیم نموده است و هرگز مساوات و عدم مساوات در آن قابل بحث نیست.

نویسنده: مسعود “لقمان”

Print Friendly, PDF & Email

مردم نیز مشاهده کرده اند

ځمکه د استوګنې وړ سیارو له نوملړه وځي

نړۍ ته د بشر له راتګ راهیسي انسانانو د وسایلو او تکنالوژۍ له پلوه دومره …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *