فقر؛ پیامدی از ایدولوژی سرمایه‎داری!

نظام اقتصاد بازار یا نظام سرمایه داری توسط آدم اسمیت در کتاب “ثروت ملل” مطرح شد. اسمیت معتقد بود که میکانیزم بازار باید به دست نامرئی گذاشته شود و هر کس برای نفع شخصی و حس خودخواهی خود وارد بازار شود، در اینجاست که دست نامرئی که همانا میکانیزم عرضه و تقاضا است؛ بازار را هدایت نموده و منابع و عوامل تولید را توزیع می کند.
اسمیت نقش دولت را در اقتصاد منتفی میدانست و معتقد بود که دخالت دولت در امور اقتصادی و تجارتی باعث ضربه زدن به اقتصاد می شود، وی به آزادی اقتصادی و آزادی رقابت تأکید می ورزید و می گفت که دولت باید تاجر را بگذارد تا هرچه می خواهد بکند و عبارت معروفِ را به کار می برد: ” بگذار بازار کار کند“.
اما برخلاف آنچه که اقتصاد دانان سرمایه داری ادعا دارند؛ عدم دخالت دولت در امور اقتصادی لجام گسیختگی را به بار آورده و در دراز مدت باعث به میان آمدن بحران ها و مفاسد اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی می گردد؛ زیرا وقتی که دولت از دخالت در امور اقتصادی محروم شود در مهار نمودن مفاسد برخواسته از فعالیت‌های اقتصادی سرمایه داران ناکام خواهد ماند.
واقعیت روز نظام سرمایه داری چنان است که؛ سرمایه داران بیشتر از سیاسیون و حکام نفوذ داشته و رهبری واقعی دولت ها و منابع بر دست آنان است و به همین دلیل سرمایه داران، سایر مردم و منابع را به کنترول گرفته اند و جوامع را طبقاتی ساخته است. بدین ملحوظ در نظام سرمایه داری ثروت به چنگال معدودی از افراد قرار داشته و برای همیشه فاصله میان افراد فقیر وسرمایه دار در جامعه دیده میشود؛ تا جای‎که با گذشت هر روز گراف رشد فقر بالا می‎رود. چون فقر حالت اصلی نظام سرمایه داری را تشکیل میدهد.
چرا فقر از نظام سرمایه داری جدا نمی شود؟
استدلال واقعی برای حقیقت این ادعا تعریف اشتباه از مفهوم فقر، درک نادرست از مشکل اقتصادی، توزیع ثروت و عدم موجودیت انگیزه برای کاهش و یا محو فقر بوده که این نوع نظام بشری تمام انسانیت را سردرگُم نموده است.
تعریف فقر در نظام سرمایه داری به معنی عدم داشتن امکانات وتوانایی برای تامین تمام ضروریات یک فرد ویا یک خانواده بکار برده میشود؛ این در حالیست که ضروریات یک فرد یا یک خانواده نظر به شرایط، حالات و محل زندگی فرق میکند، تا فرد ویا خانواده دیگری. نظام سرمایه داری را عقیده بر این است که احتیاجات انسان نا محدود بوده؛ اما وسایل و منابع جهت بر آوردن احتیاجات محدود می باشد. واین استدلال اساس باور دانشمندان نظام سرمایه داری را تشکل میدهد. چون نظام ساخته بشری قادر به شناخت انسان بصورت حقیقی نبوده از عدم شناخت واقعیت انسان وتقاضا آن تفکیک میان حاجات و تقاضا آن را قایل شده نتوانستند. در صورتیکه حاجات چیزی است که امکانات برآورده شدن آن در هر شرایط و زمان ممکن بوده و تقاضای انسان است که بی نهایت بوده و برآورده ناشدنی میباشد. فقر بحیث یک معضله اقتصادی در این نظام از کمبود تولیدات تعریف شده و تولیدات بیشتر و متنوع به معنی دسترسی مردم به امکانات، روزنه‌ی برای کاهش و زدودن فقر در جامعه باشد. این در حالی‌ست که ما شاهد مارکیت ها وگدام های دربسته‌ی از تولیدات با تنوع اش داریم؛ مگر مردم فقیر شده و در زندگی فقیرانه بسر می‌برند.
از سوی دیگر موجودیت سیستم بازار به حیث تنظیم و توزیع کننده ثروت عرض وجود نموده؛ بنابرین هر فرد به اندازه سهم و قدرت پولی‎اش میتواند دسترسی به امکانات پیدا کند ومنافع خود را تامین نماید در نهایت امر بازی طوری اجرا میگردد که سرمایه داران بزرگترین منافع را کسب کرده، تعدادی هم کمتر و اکثریت مردم محروم میگردند. در این میدان منابع و منافع بازار به چنگال یک تعداد از انسان های حریص و غلام غریزه قرار گرفته به شکل بی باکانه به ضایع کردن منابع پرداخته و در ضمن رویکرد اقتصادی غربی باعث آلودگی هوا گردیده که امراض مزمن وخطرناکی را به جهانیان به ارمغان آورده است.
عدم انگیزه برای کاهش ویا محو فقر در نظام سرمایه داری بصورت حقیقی اش وجود ندارد؛ زیرا که نظام سرمایه داری توسط سرمایه داران برای سرمایه داران بوده وبرای همیشه در چوکی های رهبری اژدهای گرسنه(سرمایه داران) تکیه زده ویا به نحوی نفوذ کامل بالای دولت پیدا میکنند تا در نتیجه بتوانند تمام منافع را به نفع خود بچرخانند. مسولین اقتصادی آمار و ارقام های عوام فریبانه ای را بنام رشد اقتصادی، تولید ناخالص و عاید سرانه به نشر سپرده که گویی به پشرفت عجیبی می انجامد، درصورت که در میدان واقعی، جای پایی برای صحت این استدلال وجود ندارد. اما مسؤلین بی کفایت در نظام سرمایه داری از این آمار عوام فریبانه استفاده کرده حالت اقتصادی را افزایشی جلوه میدهند؛ نفهمیده از اینکه به شکل سرسام آور فساد و رشوه‎ ستانی را در ادارات و نهاد های دولتی وشخصی افزایش داده که ما شاهد آن درافغانستان هستیم.
متأسفانه مردم افغانستان در شرایط فقر وگرسنگی به سر میبرند که این منطقه با داشتن منابع سر شار اقتصادی از قبیل فلزات آهن، مس، سرب، جست، المونیم…..و همچنان مشمول منرال ها یورانیوم، لیتیوم و انواع سنگ های قیمتی ویا با ارزش تر از همه موجودیت منابع نفتی گاز، منابع آبی، زمین های زراعتی و منابع آفتاب و باد برای تولید انرژی می باشد.
خلاصه سخن اینکه فقر جز لاینفک نظام سرمایه داری شمرده میشود که از دید عملی نظام سرمایه داری و دموکراسی برای کاهش و یا محو فقر کدام برنامه ندارد؛ بلی کنار گذاشتن نظام إلهی(قانون قرآن) و تطبيق قوانين ساخته بشر پيامدهائی را به ارمغان دارد که اصلاً قابل تحمل انسان نمی باشد.

نویسنده: نثاراحمد مبارز

Print Friendly, PDF & Email

مردم نیز مشاهده کرده اند

د استعمار تر سیوري لاندې خپلواکي

د پنځلسمې پېړۍ په وروستیو کې د عثماني خلافت له کمزوره کېدلو سره سم ځواکمنو …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *