مفاهیم چگونه تغییر می‌کنند!؟

چکیده:
مطالعه‌ی جوامع تحت نظام‌های متفاوت، بیان‌گر این واقعیت است که باورها و اعمال انسان‌ها و همچنان تمام مفاهیم موجود در بین شان ریشه در نظامی دارد که تطبیق می‌شود. با روی‌کار آمدن یک نظام، احکام و مفاهیم جدیدی حاکم شده و با ازبین‌رفتن آن و تطبیق نظام دیگری تمام ارزش‌ها، باورها و مفاهیم موجود استحاله و بازتعریف می‌گردند. تطبیق نظام‌های متفاوت در افغانستان در چند دهه‌ی اخیر، بیان‌گر این واقعیت است؛‌ قسمی‌که تحت هرنظام، باورها و مفاهیم خاصی حاکم بوده و هرکدام ادبیات، ثقافت و احکام خاص خود را داشتند.
واژگان کلیدی: دموکراسی-سرمایه‌داری، اسلام، هدف زنده‌گی، مفاهیم و باورها.
در گذشته وقتی واژه‌های نظیر “زیرک” و “هوشیار” بر زبان می‌آمد،‌ مصداق آن فردی بود که قوه‌ی ادراک قوی‌ای داشته و از این توانایی‌اش در زنده‌گی روزمره استفاده کند. معیار زیرک‌دانستن فرد، دانایی و فهم آن بود؛‌ قسمی‌که فرهنگ دهخدا زیرک را معادل با “دانا،‌ فهیم، ذهین و باهوش” می‌داند. استفاده از این واژه هیچ ربطی به کسب و کار نداشت و الزماً به کسی اطلاق نمی‌شد که امور اقتصادی خود را به گونه‌ای پیش‌ببرد که بیشترین سود را کسب کند. اما امروز به فردی در نزد عموم زیرک و هوشیار اطلاق می‌گردد که با هر وسیله‌ی ممکن در جهت کسب منفعت گام بردارد. وقتی فرد با دروغ، نیرنگ، چال و فریب کسب و کار خود را به‌پیش می‌برد، دیگران با این‌ جمله واکنش نشان می‌دهند؛‌ عجب آدم زیرک و باهوشی‌ست!
واژه‌ی بالا فقط یکی از مفاهیمی‌ست که در زنده‌گی مان وجود دارد و روزمره‌ با آن سروکار داریم. اهیمت مفاهیم در زنده‌گی انسان زیاد است؛ چرا که مفاهیم شکل دهنده‌ی نظم زنده‌گی و معیار اعمال و کردار انسان می‌باشد. مفاهیم با پشتوانه‌ی عقیدتی و ایمانی به زنده‌گی نظم می‌بخشند و عقیده و باور اساس تمام اعمال و کردار انسان می‌باشد. با تعمق بر این موضوع می‌توان به این درک رسید که کاروان مفاهیم و ارزش‌ها چگونه تغییر جهت داده است و قوه‌ی محرکه‌ی این کاروان بزرگ و مهم که همانا مظاهر مفاهیم می‌باشد، چگونه بدل گشته است؛ مانند مفهوم زیرکی که مظهر آن از “دانایی و فهم” به “کسب منفعت زیاد با هروسیله‌ای که شده” تبدیل گشته است. مفاهیم زیادی که روزی ارزشی در نزد مردم داشت، امروز از بین شان رخت بربسته و یا تبدیل به ضدارزش گشته اند. از مفاهیم اساسیِ مانند عقیده، هدف زنده‌گی، احکام برخاسته از عقیده و غیره تا مفاهیم کوچکی مانند زیرکی،‌ همه‌گی یا از بین‌رفته و یا بازتعریف شده اند.
تحولات سیاسی و تطبیق ایدیولوژی‌های کمونیست و کپیتالیست (سرمایه‌داری) در افغانستان در 4دهه‌ی اخیر به ما آموخته است که بازتعریف و استحاله‌ی مفاهیم و ارزش‌ها جز به نظام سیاسی‌ حاکم به هیچ چیز دیگری ارتباط ندارد و تنها عامل تعیین‌کننده‌ و تطبیق‌کننده‌ی مفاهیم در جامعه همین دستگاه سیاست و حکومت‌داری‌ست. در زمان تطبیق کمونیسم در افغانستان، خواست تمام مردم، قلم‌به‌دستان و اهل علم “عدالت اجتماعی” بود؛ این مفهوم که از مفاهیم اساسی در کمونیسم است با روی کار آمدن این نظام، تبدیل به هدف و خواست تمام جامعه گردید. به‌همین‌صورت با روی‌کارآمدن نظام دموکراسی-سرمایه‌داری مفاهیمی نظیر مساوات، کثرت‌گرایی، آزادی‌ها و تلاش برای کسب منفعت روی کار آمد، چنان‌که امروز مشاهده می‌شود، تلاش اکثر نویسنده‌گان، رسانه‌ها و مردم ترویج و تطبیق مفاهیم و ارزش‌های مذکور است. کسب منفعت که در کنه نظام دموکراسی-سرمایه‌داری جای دارد،‌ امروز تبدیل به هدف تمام جامعه گشته است.
مفهوم واژه‌ی زیرکی که درنخست ذکر شد، تحت تأثیر تطبیق مفاهیم اساسیِ نظام سرمایه‌داری دستخوش تغییر شده است. به‌همین‌صورت اگر نظری به تمام ارزش‌های حاکم انداخته شود، واضح خواهد شد که همه‌گی ریشه در نظام حاکم دارند. ولع مردم برای کسب منفعت را می‌توان بزرگ‌ترین حجت بر این ادعا دانست، چنان‌که قبل از روی‌کارآمدن نظام دموکراسی-سرمایه‌داری، مردم بیش از این‌که به منفعت خود توجه داشته باشند، به ارزش‌های اخلاقی و اسلامی خود پایبند بودند، اما امروز تمام مفاهیم و ارزش‌های اخلاقی و ایمانی مردم قربانی کسب منقعت می‌گردد. در تجارت و معامله‌های موجود در بین مردم این موضوع واضح و مبرهن است که یک طرف با دروغ، فریب و نیرنگ تلاش دارد تا طرف معامله‌ی خود بفریبد و بدین‌وسیله منفعت بیشتری را حاصل نماید.
تطبیق نظام دموکراسی-سرمایه‌داری باوری را برای انسان ایجاد می‌کند که در همه امور منفعت، خوشی، سیادت و برتری خود را معیار قرار می‌دهد و با همه توان می‌کوشد تا لحظه را غنیمت شمارد و خوش بگذراند؛‌ شاید با این گفته روزمره زیاد مواجه شویم که “حال را بچسپ، فکر گذشته و آینده را مکن”، این گفته از عقیده و باوری سرچشمه می‌گیرد که اساس آن بر منفعت استوار بوده و تبدیل به معیار اعمال ما گردیده است. در صورتی‌که اساس و عقیده‌ی اسلامی برای مسلمانان در تمام امور زنده‌گی شان شریعت و احکام اسلامی را معیار قرار داده است، نه خواهشات منفعت‌محور را، خواه به نفع انسان باشد یا به ضرر او، اساس زنده‌گی یک مسلمان باید عقیده و شریعت اسلامی باشد و بس.
نظام دموکراسی-سرمایه‌داری برای جامعه هدفی را در زنده‌گی ایجاد می‌کند که همانا سعادت دنیاست و تمام خواهشات و اعمال منفعت‌محورانه‌ی آن هم از همین باور و هدف سرچشمه‌ می‌گیرد. تطبیق این نظام در نزدیک به دو دهه در افغانستان،‌ تغییرات شگرفی را در باور و اعمال مردم ایجاد کرده است، دموکراسی هدف زنده‌گی را سعادت و دنیا و معیار اعمال را منفعت، معرفی می‌کند. درحالی‌که هدف زنده‌گی در اسلام همانا کسب رضایت الله سبحانه و تعالی است و کارشیوه‌ی آن در جهت نیل به این هدف همانا دستورالعملی است که توسط پیامبر بزرگوار خود برای ما معرفی کرده است، برای دستیابی به هدف زنده‌گی در نظام اسلام باید به احکام آن عمل کرد، “شریعت اسلام و رضایت الله” باید معیار اعمال یک مسلمان باشد نه “منفعت و سعادت دنیا”.
قسمی‌که در بالا تلویحاً اشاره رفت، باورها و مفاهیم موجود در جامعه،‌ الزاماً ریشه در نظام حاکم دارد. اعمال و باور انسان‌ها در بند نظام و احکامی‌ست که تطبیق می‌گردد؛ چه احکام دموکراسی-سرمایه‌داری باشد، چه از کمونیزم و یا هم اسلام. در نتیجه اگر انسان‌ها به دنبال منفعت،‌ سعادت دنیا و بربادیِ آخرت خود اند، در تطبیق نظام دموکراسی-سرمایه‌داری تلاش ورزند و اگر هم هدف شان رضایت الله سبحانه و تعالی و سعادت اخروی‌ست، چنان‌که الله وعده کرده است، باید تلاش کنند تا نظام اسلام حاکم گردد و احکام آن در زمین جاری شود، به این‌صورت زنده‌گی دنیا وسیله‌ای خواهد شد برای نیل به رضایت الله و سعادت در دنیای باقی.
نویسنده: تمیم افشار

Print Friendly, PDF & Email

مردم نیز مشاهده کرده اند

ځمکه د استوګنې وړ سیارو له نوملړه وځي

نړۍ ته د بشر له راتګ راهیسي انسانانو د وسایلو او تکنالوژۍ له پلوه دومره …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *