مفهوم سبحان الله و الحمدلله

ما بنده‌گان در گمان خود، گاهی الله را در کارش مقصر میدانیم و گمان می‌بریم آن‌گونه که شایسته استیم، الله نعمت هایش را برایمان ارزانی نداشته است. و یا این کار را باید الله چنین می‌کرد، درین جاست که باید متوجه شده و بگوئیم «سبحان الله» یعنی الله از هر نقص وتقصیری پاک است، و این‌که هرچه اموری که مربوط به الله است درست انجام یافته، ما انسان ها هستیم که در کارهای خود تقصیر و کوتاهی داریم.

در برنامه های یومیه‌ی خود چگونه و با کدام دید این اذکار را به کار بریم؟
سبحان الله: یعنی دوری وپاکیست الله را از هربدی و پلیدی [المنجد] } سبحانك } أي تنزهت عن كل نقص
حمد: ستایش کردن و نقیض ذم(مذمت) کردن است.
تسبیح هم به معنای منزه و مبرا، پاک و مقدس دانستن الله است از هرنقص ونیاز و شریک و هر امری که سزاوار او تعالی نیست. این دو مفهوم در بسیاری از آیات قرآن و اذکار نماز و ادعیه و … یکجا با هم ذکر شده و کامل کنندۀ هم محسوب می شوند.
حمد یا ستایش کردن نوعی عمل است و نه صرف نوعی سخن. آدمی چیزی یا کسی و یا عملی و واقعه ای را ستایش می‌کند که از آن خوشنود و راضی شده باشد. پس ستایش حاصل خشنودی و رضایت و یک عمل وجودی است. وقتی که از کسی راضی می شویم او رادوست می داریم و همین دوستی است که ما را به مجموعه واحدی از اعمال و گفتار و حالات و صفات نسبت به آن فرد می رساند که سراسر تصدیق و احترام و تسلیم است و این حمد کامل است.
هرچه معرفت انسان بالاتر رود بیشتر پی می برد که هرگونه ستایشی جز برای الله سبحانه وتعالی محکوم به ابطال است چون همه خوبی ها از الله وجود یافته اند؛ بنابراین بزرگترین حمد ها از آن اوست، و الله سبحانه وتعالی مرجع اصلی هرگونه ستایشی است و این معنای الحمد لله است. یعنی ستایش از آن خداوند است.
همچنان تسبیح الله، به معنای حرکت از شرک به سوی توحید است.
سبحان در اصل، مصدر است مانند غفران و گاه به عنوان یکی از اسماء الهی نیز استعمال شده همچنانکه سبوح و قدوس هم از اسماء الهی است.
گفته شده است معنای ” سبحان اللَّه” در واقع ” سبحت اللَّه تسبیحاً” است یعنى الله را تنزیه مى‏کنم تنزیه کردنی مخصوص، و آن تنزیه و مبرا ساختن او ست از هر چیزی که لایق ساحت مقدسش نباشد.
ما بنده‌گان در گمان خود، گاهی الله را در کارش مقصر میدانیم و گمان می‌بریم آنگونه که شایسته استیم الله نعمت هایش را برایمان ارزانی نداشته است. و یا این کار را باید الله چنین می‌کرد، درین جاست که باید متوجه شده و بگوئیم «سبحان الله» یعنی الله از هر نقص وتقصیری پاک است، و این‌که هرچه اموری که مربوط به الله است درست انجام یافته، ما انسان ها هستیم که در کارهای خود تقصیر و کوتاهی داریم. و «الحمدلله» بدین مفهوم که هرچه برایم داده است، زیاده تر از لیاقت من و از فضل ولطف او بوده است. اگر فضل الله نمی‌بود خود را هلاک می‌ساختم. او از نعمات خود برایم بسیار فراوان داده است ومن از آنچه برایم اعطا کرده است، راضی ام، لذا الحمدلله.
مفهوم سبحان الله، در قصۀ حضرت یونس علیه السلام واضح می‌گردد:
وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَىٰ فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
[الأنبياء: ٨٧] ترجمه: و ذالنون ( یونس‌ علیه السلام) را به یاد آور در آن هنگام که خشمگین از میان قوم خود رفت؛ و چنین می‌پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت؛ [امّا موقعی که در کام نهنگ فرو رفت،] در آن ظلمتها ی متراکم صدا زد: «(خداوندا!) جز تو معبودی نیست! از هر عیب ونقص پاکی! من از ستمکاران بودم!»
بدین مفهوم که یا «الله» تو پاک ومنزهی واز آنچه گمان بردم، دوری، و من از ستمگارانم. یعنی: اشتباه از من بود.
به این ترتیب حمد به معنای ستایش کردن الله است و تسبیح به معنای مقدس و منزه دانستن او سبحانه وتعالی.
این اذکار علاوه بر این که در فرائض یومیه بارها تکرار می شوند بطور مستحبی نیز سفارش شده و از اصلی ترین اذکار در اسلام محسوب می شوند.
نمونه یی از احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم در مفهوم سبحان الله:
عَنْ أَبِي مَالِكٍ الْأَشْعَرِيِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الطُّهُورُ شَطْرُ الْإِيمَانِ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ تَمْلَأُ الْمِيزَانَ وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ تَمْلَآَنِ أَوْ تَمْلَأُ مَا بَيْنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
[ صحیح مسلم] ترجمه: از ابی مالک اشعری روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: پاکی نصف ایمان است و الحمدلله، ترازوی حسنات را پرمی‌کند و سبحان الله و الحمد لله پرمیکنند یا پر میکنند فاصله بین زمین و آسمانها را.
همچنان درفضیلت این اذکار در حدیث دیگری آمده است:
عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَنْ قَالَ حِينَ يُصْبِحُ وَحِينَ يُمْسِي سُبْحَانَ اللَّهِ وَبِحَمْدِهِ مِائَةَ مَرَّةٍ لَمْ يَأْتِ أَحَدٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِأَفْضَلَ مِمَّا جَاءَ بِهِ إِلَّا أَحَدٌ قَالَ مِثْلَ مَا قَالَ أَوْ زَادَ عَلَيْهِ
[صحیح مسلم] ترجمه: از ابی هریرة رضی الله عنه روایت اس که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: کسیکه در صبح و شام سبحان الله و بحمده را صد مرتبه بگوید، هیچ کسی در روز قیامت بهتر ازین را نخواهد آورد مگر کسی که مثل وی گفته باشد یا بیشتر از آن.
در پایان باید توجه داشت که توجه به معنای این اذکار و یاد قلبی الله سبحانه وتعالی و محقق کردن معنای آن در دل و ذهن و عمل، مهم ترین هدف از ذکر بوده و بهترین ذکر همان ذکر عملی است. می دانیم که «ذکر» حقیقتی فراتر از «ورد» بوده و آثار بزرگی که بر این اذکار مترتب است مربوط به حقیقت آنها بوده و مقصود از آنها صرفاً تکرار واژه نیست.
همچنان کلمه‌ی تسبیح یعنی سبحان الله اصل بسیار بزرگی از اصول توحید، و رکنی اساسی از ارکان ایمان به الله عزوجل یعنی تنزیه و پاک دانستن او سبحانه و تعالی از هرگونه عیب و نقص و هرگونه وهم فاسد و گمان دروغین است.
اصل لغوی این کلمه نیز دال بر همین معنی است، چرا که از سَبح به معنای دوری گرفته شده است.
علامه‌ی لغوی ابن فارس می‌گوید: عرب می‌گوید: «سبحانِ مِن کذا» یعنی آن چیز چه دور است.
تسبیح الله عزوجل نیز به معنای دوری دل‌ها و افکار از گمان نقص به الله یا نسبت دادن شر به اوست، و تنزیه او از هرگونه عیبی که مشرکان و ملحدان به وی نسبت داده‌اند. سیاق قرآنی نیز به همین معنا آمده است، چنان که می‌فرماید:
مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ
[مومنون: 91] الله فرزندی اختیار نکرده و با او معبودی [دیگر] نیست و اگر جز این بود قطعا هر خدایی آنچه را آفریده با خود می‌برد و حتما بعضی از آنان بر بعضی دیگر تفوق می‌جستند. منزه است الله از آنچه وصف می‌کنند.
وَجَعَلُوا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَبًا وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ() سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ
[صافات: 158 ـ 159] ترجمه: و میان او و جنیان پیوندی انگاشتند، و حال آنکه جنیان نیک دانسته‌اند که [برای حساب پس دادن] خودشان احضار خواهند شد. الله منزه است از آنچه در وصف می‌آورند.
شیخ الاسلام ابن تیمیه ـ رحمه الله ـ می‌گوید:
امر به تسبیح اوتعالی همچنین به معنای پاک دانستن او از هرعیب و بدی و اثبات صفت کمال برای اوست، زیرا تسبیح مقتضایش تنزیه و بزرگداشت است و بزرگداشت مستلزم اثبات عواملی است که برایش مورد ستایش قرار می‌گیرد، و اینها مستلزم تنزیه و ستایش و تکبیر و توحید اوست. [مجموع الفتاوی: 16/ 125] اما معنای وبحمده در ذکر«سبحان الله وبحمده» به اختصار جمع بین تسبیح و حمد است، به این صورت؛ تسبیح الله را در حالی که ستایشگر او نیز هستم به جای می‌آورم. یا تسبیح الله را به جای می‌آورم و حمد او را نیز می‌گویم.
حافظ ابن حجر ـ رحمه الله ـ می‌گوید:
گفته شده این واو برای حال است، به این معنی: برای به دست آوردن توفیق الله تسبیح او را به جای می‌آورم در حالی که حمد او را نیز می‌گویم.
و گفته شده این واو برای عطف است، به این معنی که: تسبیح الله را می‌گویم و حمدش را نیز به جای می‌آورم.
خطابی درباره‌ی حدیث سبحانك اللهم ربنا وبحمدك می‌گوید: یعنی: با نیرویت که خود نعمتی است مستوجب حمد تو تسبیحت می‌گویم نه با نیرو و توان خودم.[فتح الباری] در آخر باید گفت که هرچند این ادعیه و اذکار در میان ما مسلمانان وجود دارد، ولی مفهوم و معنی دقیق آنها ازمیان رفته و لازمه‌ی یک زنده‌گی اسلامی‌ست که این دعاها و اذکار را که در همه امور زنده‌گی وجود دارد، با مفهومش در میان ما زنده شود.

نویسنده: عبدالرحمن فهیم

Print Friendly, PDF & Email

مردم نیز مشاهده کرده اند

انسانیت رښتیا هم ستر مذهب دی؟

په ټولنیزو رسنیو کې یو شمېر کسان دا جمله تکراروي چې (انسانیت ستر مذهب دی). …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *