نصاب معارف افغانستان و نگرانی سیکولاران

     قسمت اول

اخیراً گزراش­ ها و مقالاتِ پیرامون نصاب تعلیمی افغانستان در روز نامه اطلاعات روز، هفته نامه نیم­رخ و صفحه انترنیتی انستیتوت مطالعات استراتیژیک افغانستان چاپ و نشر شده است. پژوهشگران و نویسنده گان زیادی تحت عناوین مختلف و ازدیدگاهای متفاوت، نصاب معارف افغانستان را مورد بررسی و نقد و قرار داده اند. مهمترین این نقدها تحت عنوان « آموزش وسیاست، ریشه یابی رادیکالیزم دینی در نصاب معارف افغانستان» توسط انستیتوت مطالعات استراتیژیک افغانستان چاپ و در صفحه انترنیتی منتشر شد؛ اما به دلیل فشار یک تعداد از و کلاء، متنفذین و ژورنالیستان متدین؛ آنرا از سایت انترنیتی خویش حذف کرد. داود مرادیان رئیس این نهاد در مکتوبِ به پارلمان افغانستان از نشر این تحقیق انکار کرده و آنرا تیزیس یک پوهنتون خصوصی دانست. در حالیکه نویسنده در مقدمه­یی این گزارش از کمک این انستیتوت جهت چاپ و نشر این مجموعه تشکری کرده است؛ و هم چنان از کمک حفیظ منصور عضو رهبری جمعیت اسلامی افغانستان در کمک به اکمال پروژه اش نیز تشکر نموده، و گفته شده که بدون کمک آنها امکان نشر این گزارش وجود نداشت.

با آنکه نصاب معارف افغانستان در طول سالهای اشغال این سرزمین تحت عناوین مختلف؛ ارزشها و مفاهیم اسلامی آنرا تا حد ممکن دور ساخته اند. اما پلان فعلی حکومت و نهاد های خارجی مثل یونسکو، یونیسیف،USIAD  و سفارت خانه­های خارجی این است که نصاب آینده افغانستان عاری از مفاهیم و ارزشهای اسلامی باشد، و بجای هویت شرعی؛ هویت غربی جای گزین گردد. در نهاد های رسمی معارف افغانستان عملاً این کار جریان داشته؛ کتب جدید، زبان صنوف 1-3 توسط پروژه ای   ACR(Afghan Children Read)  به کمک مالی USAID و همکاری ریاست نصاب تعلیمی، و دیگر نهاد های وزارت معارف نوشته شده که فعلاً تطبیق تجربی می­شوند. با شروع سال تعلیمی جدید به طور رسمی توزیع خواهد شد. وزرات معارف به رهبری( نه مشوره) یونسکو که مدت سه سال می­شود تحت عنوان نصاب قابلیت محور، می­خواهند تغییرات اساسی جهت سیکولار ساختن نصاب را بوجود آورد. این کار به منظور عیارسازی معارف افغانستان بر اساس برنامه­ اهداف انکشاف پایدار ( Sustainabl development goals )  می باشد. واضح است که برنامه­های سازمان ملل که یک نهاد کفری است، همیشه تحت تاثیر قدرت­های بزرگ قرار دارد و در قضایای حاد مربوط به مسلمین به طور قصدی اندکترین اعتنای نمی کند. لذا ما به عنوان مسلمین برخود حرام میدانیم که در بخش های مختلف زندگی زمینه­یی تسلط کفر را بر خود و جامعه­یی خویش را  مساعد کنیم.

با اندک ترین شناخت از دنیای امروز متوجه می­شوید که نویسنده های سیکولار در افغانستان بر اساس تعصب و محوریت مفکوره­های غربی و کفری نصاب معارف افغانستان را بررسی کرده اند. به­جای اینکه واقعیت­ها را دریافت کند؛ در مقایسه با مفکوره های شخصی خود تناقض یابی کرده اند. مفکورۀ دانشمندان غربی را در مورد دین اسلام اساس قرار داده اند؛ درحالیکه آنها هیچ چیزی از اسلام نمی­دانند. با تقلید از سیر تحول رنسانس و رفورم در اروپا، روی مسایل افغانستان قضاوت خود را استوار ساخته اند. منظور مفکران غربی از دین و محو آن از زندگی؛ دین عیسویت است نه اسلام. نویسنده تصور آنها را تعمیم کرده و آنرا بالای اسلام و ارزشهای آن نیز منطبق می­داند. در حال­که اسلام و عیسویت هم از نظر محتوا و هم از نظر ساختار کاملاً فرق دارند. آن­هم عیسویت که بسیار کمِ از محتوایش را وحی الهی تشکیل می­داد و معجون عجیب از وحی و فلسفه­یی ارسطوی بود. این سیکولاران خواهان حذف مفاهیم دینی و ارزش های اسلامی در سطح قانون و محتوای نصاب معارف افغانستان هستند.

«رادیکالیزم، افراطیت» این­ها واژه­های هستند که در خدمت قدرت­های با اهداف بزرگ سیاسی و اقتصادی جهت از بین بردن و به ترس و تنفر کشیدن ارزش های حاکم اسلامی در بین مردم مسلمان به کار برده می­شوند. خصوصاً آن ارزش های که با جهان بینی غربی سازگاری ندارد. حتی تعبیر و تفسیر «رادیکالیزم، افراطیت، تروریزم» واژه­ها را نیز انحصاری کرده اند. در اساس این اصطلاحات محصول ادبیات منافقه، نفرت بر انگیز و مبتنی بر پروپاگندای هدفمند غرب و افراد متأثر از آنها می­باشد. این افراد بیگانه به مردم خود هستند. با تقلید کورکورانه می­خواهند نقش مارتین لوتر را بازی کنند. در حالیکه واقعیت جامعه ما با جامعه­یی مارتین لوتر کاملاً فرق دارد. داستان زندگی ما کاملاً با آنها متفاوت است. لذا نمی شود که نقش مشابه را بازی کرد. در صورت اصرار به این نقش نمایش مسخره­ای به بار خواهد آمد.

به تعبیر آنها «رادیکالیزم دینی» قرائت افراطی و خشن از دین است. اولاً هیچ کس حق ندارد قرائت جدیدی در دین ایجاد کند. اگر این قرائت جدید در عمل باشد، بدعت و اگر در عقیده باشد کفر پنداشته می شود. پس تقسیم برداشت دینی به خشن و غیر خشن جای و منطق در اسلام عزیز ندارد، چون­که درست بودن و باطل بودن یک حکم، مربوط به دلیل آن در منابع شریعت و نزدیک بودن آن به صواب( حق)می­باشد. در صورت واضح بودن دلیل در قرآن و سنت هرکس می­تواند آنرا بشناسد و به آن عمل کند. اما اگر دلیل شرعی به طور واضح در این منابع نیامده باشد، توسط اجتهاد حکم، شرعی استنباط می­گردد. لازم است که برای تشریح مفاهیم شرعی و معمول در جامعه به معانی آن در زبان اصل خودش مراجعه شود. نویسندۀ گزارش مرکز مطالعات استراتیژیک تعریف کلمه ویا مفهوم سیاست را به زبان انگلیسی، فرانسوی ولاتین معادل سازی کرده وبا استفاده از فرهنگ وادبیات غربی آن­را توضیح و تشریح داده است. در حال که خود کلمه سیاست، مشتق از ریشه­یی عربی آن است، که به آن پرداخته نشده و این اغفال در وضاحت، نشان دهندۀ عدم دسترسی نویسنده به منابع و ریشه­های مفاهیم مروج و حاکم در ادبیات شرعی و لغوی  می باشد. معنی سیاست را چنانچه در حدیث ذیل می­توان دریافت:

 وعن أَبي هريرةَ رضی الله  قَالَ: قالَ رَسُول اللَّه ﷺ: كَانَت بَنُو إسرَائِيلَ تَسُوسُهُمُ الأَنْبياءُ، كُلَّما هَلَكَ نَبِيٌّ خَلَفَهُ نَبيٌّ، وَإنَّهُ لا نَبِيَّ بَعدي، وسَيَكُونُ بَعدي خُلَفَاءُ فَيَكثُرُونَ، قالوا: يَا رسول اللَّه، فَما تَأْمُرُنَا؟ قَالَ: أَوفُوا بِبَيعَةِ الأَوَّلِ فالأَوَّلِ، ثُمَّ أَعطُوهُم حَقَّهُم، وَاسأَلُوا اللَّه الَّذِي لَكُم، فَإنَّ اللَّه سائِلُهم عمَّا استَرعاهُم. متفقٌ عليه.

از ابوهریره رضی­الله­ عنه روایت است که رسول الله ﷺ فرمودند: بنی اسرائيل را پيامبران رهبری(سیاست) می­كردند. هرگاه پيامبری فوت می­كرد، پيامبری ديگر جانشين او می­شد. ولی بعد از من پيامبری نخواهد آمد؛ البته پس از من خلفای بسياری می آيند. صحابه گفتند: ای رسول خدا ﷺ ، به ما چه دستور می دهی؟ فرمودند: شما به ترتيب با هرکس که بيعت کرديد، به بيعت خود وفا نمائيد و سپس حقّ آنها را به جا بياوريد؛ و حق تان را از الله سبحانه و تعالی  بخواهید، زيرا الله سبحانه و تعالی ايشان را درباره­یی زيردستان و حقوق آنها بازخواست خواهد کرد.

در این حدیث سیاست به معنی رهبری، غمخواری و تنظیم امور مردم؛ کار انبیأ پنداشته شده است. خود کلمه سیاست از ریشه­یی «ساس، لیسوس، سیاسه» است و فردی را میگفتند که حیوانات را غمخواری و راضی نگه میداشت. در معجم لسان االعرب السياسة چنین گفته شده است: القيام على الشى بما يصلحه ( تنظیم امر چیزی نظر به مصلحت آن) باشد.

در نهایت می­توان گفت که، در این نوع گزارش به صورت واضح به الله سبحانه و تعالی، پیامبرگرامی اسلام ﷺ ، عقاید اسلامی، هدف زندگی از دیدگاه اسلام، جهاد، مجاهد، زکات و سایر ارزش‌ها و معتقدات اسلامی، توهین شده است. بسیار جسورانه گفته شده که نباید بر بت‌ها و خدایان دیگران حمله شود و «عقیدۀ توحید» منجر به «رادیکالیسم دینی» در میان شاگردان مکتب می‌شود.

ادامه…

    درویش «طالقانی»

 

Print Friendly, PDF & Email

مردم نیز مشاهده کرده اند

فکري انحطاط د غرب د نرمې جګړې محصول

مسلمانان په سياسي، اقتصادي، فرهنګي، ټولنيز او ټکنالوژيکي اړخونو کې له ګڼو ستونزو سره لاس …

یک نظر

  1. مقاله ای جالب در مورد نصاب تعلیمی افغانستان نوشته شده بود، و محتویات آن نیز خیلی دقیق و جواب بسیار قناعت بخش به انتقادات دیگران بود.
    منتهی بیشتر با لحن تند و با حمایت از اسلام نوشته شده است، مسائل تخنیکی و مسلکی در مورد نصاب تعلیمی کم بود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *