پیامد های استعمار آمریکا روی اشغال شوروی را سفید کرد!

بعد از آنکه کمونیزم بحیث قدرت بالقوه ظاهر شد و تعدادی را با مفکوره انکار از خالق هستی قناعت داد، دست بر اشغال سرزمین های اطراف خود زد و برای تسخیر آب های گرم شبه قاره هند، وارد افغانستان گردید که حایل میان هند و آسیای میانه قرار گرفته بود. هرچند ارتش جماهیر شوروی در آن  زمان به هدف مزبور وارد این کشور گردید، ولی وقتی مردم افعانستان اشغال سرزمین شان را توسط حاملین ایدیولوژی که واضحاً وجود خالق، که جز عقیده شان بود را انکار می‌کرد، روبرو شدند و در مقابل آنها سنگر گرفته و با مفکوره جهاد در مقابل اشغال شوروی مثل فولاد مقاوم گردیده با آنها به جنگ و مبارزه پرداختند.

امریکا به عنوان قدرت بدیل و رقیب درجه یک شوروی، گیرماندن ارتش سرخ را در افغانستان فرصت مناسب برای شکست و نابودی کمونیزم دانسته، به شکل غیر مستقیم داخل میدان مبارزه با رقیب اش گردید.

اینجا بود که ارتش تا دندان مسلح شوروی اشغالگر زمین گیر شده و حکومت دست نشانده شان هم در افغانستان از هم پاشید و میدان سیاست و دولتداری برای مجاهدین کم تجربه و فاقد دانش حکومتداری باقی ماند.

این در حالی بود که سازمانهای استخباراتی وابسته به سی آی ای (CIA) امریکا که حکام و سیاسیون تابع و فرمانبردار خود را می‌خواستند تا حاکم افغانستان باشد؛ اما از اینکه مجاهدین با ارزشهای اسلامی و مفکوره های دینی ساز وبرگ گرفته بودند برای امریکا دشواری می کرد که از چنین گروه های به نفع خویش کار گیرد.

امریکا با بهانه قرار دادن واقعه یازدهم سپتمبر و با شعار های مقابله علیه تروریزم، تامین حقوق انسان، باز سازی و نوآوری عملاً وارد افغانستان شده و این سرزمین را اشغال کرد.
به دلیل اینکه مردم افغانستان از نگاه فکری با ایدیولوژی کپیتالیزم و دموکراسی آشنایی نداشتند، تعدادی ظهور کرد که حضور امریکا را فرصت مناسب دانسته، اجازه دادند و حتی همکاری نمودند تا از این طریق به مردم خدمت شود و خرابی های دهه های جنگ گذشته ترمیم گردد؛ بی خبر از اینکه مفکورۀ دموکراسی و اسلام ضد یکدیگر می باشد که اگر به دموکراسی تن دهی اسلام ترک می‌شود و اگر اسلام بخواهی دموکراسی دشمنت خواهد شد.
بناء، برعکس انتظارها شگوفایی، ختم جنگ و صلح پایدار نه؛ بلکه خون که بدون مقابله با کپیتالیزم در تحت آن در افغانستان ریختانده شد در جریان محاربه و مقابله با کمونیزم ریخته نشده بود و حتی قتل های سردر گم و بی معنای فرقه‌ی جاری شده و مردم در یک فتنه و راه گمی عمیقی مواجه شدند.

همچنان رهبران افغان که به دموکراسی- سرمایه‌داری تن دادند، از رهبریت به ماموریت تنازل یافته، تعدادی از ایشان ازصحنه قدرت کاملا منزوی شدند و بعضی هایشان ترور و جمعی دیگر شان با فنون مختلف متواوری گردیدند. همین بود که حکومت و فرماندهی از دست مسلمانان افغان به چنگال سکولران افغان افتادند.

در عین حال آزادی های دموکراسی مردم را از خدا و آخرت دور ساخت، فحشاء وبی حیایی به اوج خود رسید، ترویج سود در این سرزمین نهادینه شده و زنان و فرزندان از تابع داری خانواده ها دور شدند و فرزندان یتیم و زنان بیوه افغانستان بعد از حضور امریکا از حساب خارج شده است.
ضمن این همه؛ امراض گوناگون انسانی، حیوانی و نباتی که کمتر کسی با نام آنها آشنا بود تحت تسلط نظام دموکراسی- سرمایه‌داری این سرزمین را فرا گرفت.

پس پیامد حضور امریکا در افغانستان جز تباهی، بد بختی و سرگردانی بی مورد چیزی برای افغانها بار نیاورده است.

امریکا برای مقابله با چین و روسیه و بعضی قدرتهای کوچک دیگر، این سرزمین و ساکنین اش را هیزم سوخت اهدافش ساخته است.

با این حال مفکوره اشتباه افغانها که از امریکا سعادت می خواستند، ایشان را تا لبه فاجعه نزدیک ساخته است و راه که آنان را نجات دهد بازگشت به اسلام و نظام سیاسی اسلام است و بس.

نویسنده: عبدالحمید تخاری

Print Friendly, PDF & Email

مردم نیز مشاهده کرده اند

داسې قوم چې یوازې ژوندي پاتېدل غواړي!

په افغانستان کې د جګړې د مرګ ژوبلې په اړه د بي بي سي يوې …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *