چرا امروز اسلام برای مردم جذاب نیست؟!

در مجلسی اگر از آدرس اسلام سخن بیان کنید، فوراً برچسب «مُلا بودن» می­خورید. این­که چه کسانی را ملاُ خطاب می­کنند، واضح است؛ انسان­های محض متدینی که از هرگونه واقعیت، تعابیر خشک و مطلق دارند و در میان مردم با عبا و قَبای خاصِ خودشان مشهور اند. این طایفه برای اکثر مردم، خصوصاً انسان های متّمدن به دلیل همان برداشت­های سطحی از دین و ابراز نظرهای به­دور از واقعیت شان، زیاد خوش­آیند نیستند. حالا هر طوری­که هست، زیاد مردم اسلام را در همین مُلاها خلاصه می­کنند و خوش ندارند سخن مُلایی بشنوند!

سوی دیگر اگر در جمع از تحصیل­کرده­­های سیاست، معضلی را با استفاده از قاعده­های شرعی و اساسات دینی به بررسی بگیرید، می­دانید به چه سرنوشتی دچار می­شوید؟ «افراطی کورمغز» خوانده یا از جمع خود دور تان می­کنند و یا هم مُبلغ طالب و داعش گفته، فرسنگ­­ها از کنارتان فرار می­کنند. تازه دیروز متوجه شدم یکی از دوستان دوران دانشگاهی­ام تمام تصاویر جوره­یی مان را از فیسبوک خود حذف کرده! دلیل­اش هم واضح است. من به قضایا نگّرش مبدایی دارم و بارها در کُمنت های فیسبوکی به افراطی و داعشی بودن متهم شده­ام.

رسانه­ ها هم در گزارش­ها، میزهای مدّور و برنامه­های تحلیلی شان از چهره­های که حتی با ادبیات اسلامی سخن برآنند، بیزار هستند و هزار واسطه و وسیله نیاز است تا در برنامه­ا­ی حاضر شوید که فقط 5 دقیقه نظر تان در آن جا گرفته شود.

راستی، چرا امروز منصوب بودن به اسلام این­قدر عوارض جانبی در پی دارد؟ چرا اسلام و این آیینی که گاهی حیثیتِ خط قرمز را برای پیراوان­اش داشت، امروز مبدل شده به جولانگاه­ا­ی از زشتی و انزجار که حتی شنیدن فقط اسم­اش، انسان را به میدان تخّیل منفی و ناخوش­آیند می­کشاند؟!

فراموش نکنید من از آیینی صحبت می­کنم که «برند روک» مؤرخ آلمانی در وصف­اش می گوید: «اگر اسلام نمی­بود دانش و دانشگاه وجود نمی­داشت». من از اسلامی صحبت می­کنم که روزگاری سرزمین­اش (بغداد) بزرگ­ترین مرکز علم و تمّدن جهان بود و از آن­جا دانشِ روز به سایر نقاط دنیا عرضه می­شد. من از اسلامی صحبت می­کنم که ایامی اکثریت قاطع ساکنانِ زیر چتر دولت­اش را غیر مسلمانان شکل می­داد و دنیا برای عدل و رفاه خود دست پذیرش و طلب به­سویش دراز می­کرد. همان اسلامی که «ادم اسمیت» پدر اقتصادِ نوین در مورد حاکمان­اش می­گفت: «امپراطوری خلفای مسلمان اولین دولتی­ست که زیر چتر آن جهان از بالاترین درجه آرامش برخوردار بود».

اسلامِ دیروز چه را در خود داشت که اسلامِ امروز آن را کم دارد؟ کدام معیار دگرگون شده که اسلام را علی­رغم کثرت نفوس و افزایش پشتی­وانه­ی انسانی هنوز هم زشت جلوه می­دهد؟ اسلام ما را چه شده با آن­که منابع اعجازگرش سرشار از عقل و حکمت­ است اما باز هم، مردمان دیگر که خیر، حتی پیروان خودش دیگر آن چنانی که باید، دوستش ندارند؟ لطفاً صادقانه بگویید، چرا اسلام ما دیگر جذاب نیست؟!

من معتقدم که اسلامِ امروز همان اسلامِ دیروز است. اما با یک تفاوت­پذیری نسبتاً بزرگ در خودش. اگر راست­اش را بپرسید، همین تفاوت باعث شده، سطح علاقه­مندی مردم نسبت به نظامی کاهش پیدا کند که تا دیروز کعبه­ی مدنیت شناخته می­شد و مردم دنیا برای لمس ترقی و شگوفایی، یک­سره به طواف آن مشغول بودند.

این تفاوت را می­شود در «زور و یا قدرت» خلاصه کرد؛ زیرا این قدرت است که جذابیت و تأثیرپذیری می­آورد. بسیار ساده؛ دیروز اسلام برای اکثر مردم جذاب بود، چون با قدرت خارق العاده­ای عجین شده بود. سرزمین­های پهناور دنیا را تسخیر می­کرد. امپراطوری­های بزرگ دنیا را به زانو در می­آورد. قدرت های غول­پیکر امروز دنیا برایش جزیه (مالیه­ی مخصوص) می­پرداختند. شهرت و موفقیت داشت. نظم ایجاد کرده بود و ابتکار عمل را در هر عرصه به­دست داشت.

شما باری به طبیعت «جذاب بودن» و «منفور شدن» ایدیولوژی­ها در سیر و تکّامل تاریخی شان اندکی توجه کنید؛ بشر در طول تاریخ خود همواره تابع فضا و زورهای حاکم بوده. حتی این امکان هم موجود است که قدرت و زور، شما را ناخود ­آگاه شیفته­ و تابع ارزش های بسازد که از لحاظ اعتقادی کاملاً به آن­ها بی­باور هستید.

دور نمی­رویم، همین دولت آمریکا را مدنظر بگیرید؛ همه می­دانند که آمریکا حامل نگرش و طرز دید منحصر به خودش به­نام دموکراسی­- سرمایه­داری است و برای تطبیق و فضاگیر کردن این ایدیولوژی، بدش نمی­آید تا از هرگزینه­ای استفاده ­کند. گاهی به اسثمار و غارت منابع انسانی و جغرافیایی ملل دنیا دست می­زند. گاهی برای استعمار سرزمین­های مورد نظر با استفاده از قدرت نظامی به ایجاد رعب و وحشّت در میان مردم مبادرت می­ورزد و گاهی هم برای تطبیق پالیسی­های مورد نظر به سوار کردن حُکام و رهبران دست­نشانده­ی خود برگردّه­های مردم اقدام می­کند.

جالب این­که آمریکا با وجود دو رنگی و تضّاد در عمل­کردهای جهانی خود، هنوز هم از جذاب­ترین قدرت­های جهان محسوب می­شود. جمعی از متخصصان قدرت نرم و دیپلوماسی عامه، همه ساله نتیجه­ی پژوهش­های خود را در مورد 30 کشور دنیا با بیشترین میزان جذابیت در سایت جهانی «softpower30» منتشر می­کنند. آمریکا بنابر سه دلیل اساسی ذیل: موفقیت فرهنگ (اعتماد و باورمندی مردمش به روش زندگی آمریکایی)، پیشتاز بودن در ابتکار (آمریکایی بودن برترین شرکت های تکنالوژی دنیا مثل آپل، گوگل، مایکروسافت، آمازون و…) و عرضه­ی سبک زندگی خود به سایر مردم دنیا (تقلید همه ملل دنیا از روش زندگی آمریکایی) سال های متمادی­ست که در جمع صدرنشینان کشورهای جذاب دنیاست.

آمریکا با قدرت نرم خود (رسانه­ها، ماهواره، سینما، تکنولوژی و…) فرهنگ سرمایه­داری را حتی در اتاق خواب، دست­شویی، دفترکاری، عبادتگاه و خصوصی­ترین مکان­های زندگی مردم کشانیده و با جّبر و اختیار، توانسته قلب و ضمیر مردم دنیا را گرویده­ی ارزش های بسازد که اصلاً در ترازوی عقل و خرد نمی­گنجند.

نکته جالب دیگر این­که، طبق رده­بندی این پژوهشگران، در سال های اخیر اکثریت قاطع کشور های جذاب دنیا، سرزمین های غربی اند و در آخرین گزارش، حتی اسمی هم از سرزمین اسلامی دیده نمی­شود. این یعنی ختم کلام. اسلام و مسلمانان دیگر جذاب نیستند!

اما مأیوس نباید بود؛ زیرا جذابیت و محبوبیت اسلام قابل برگشت است. فقط کافیست به قاعده­ای که این­جا اشاره شد، توجه صورت گیرد. کافیست به اسلام خود قدرت علاوه کنیم. قدرتی که حاصل تلاش و مبارزه­ی «فکری و سیاسی» مخلصان این امت باشد و در قالب یک دولت مقتدر، فرا ملی و با هیبت تجسم پیدا کند. آن­گاه با چشمان خود خواهید دید که «اذا جأ انصرالله و الفتح…» چه­گونه یکبار دیگر مصداق عملی پیدا می­کند. آن­گاه خواهید دید که قدرت­های خونخوار امروزی، چه­گونه بساط شوم و نامبارک­شان را از سرزمین های مبارک­مان جمع کرده و سرزمین اسلام یکبار دیگر عدل­گاه مجموع زمین نشینان قرار می­گیرد. آن­گاه خواهید دید که زندگی اسلامی چه لذتی دارد و مومنانه زندگی کردن واقعاً به معنی چیست!

اسلام ما هیج چیزی در خود کم ندارد. کمبود ما فقط مرجعی­ست که بتواند این ضرورت حیاتی بشر (اسلام) را به ­صورت همه جانبه و انقلابی تطبیق کند.

آری، اکنون کمبود اسلام ما «قدرت و دولت» است.

نویسنده: میلاد مهاجر

Print Friendly, PDF & Email

مردم نیز مشاهده کرده اند

کلیسا خطرناک است یا دموکراسی؟!

خبر شدید؟ چه شده؟ زن اشرف غنی در ارگ ریاست جمهوری کلیسا جور کرده! چند …

یک نظر

  1. احمد فواد قيومي

    سلام برادر!
    كلمه به كلمه خواندم و صرف اشك نه ريختم چون جاي بسا حسرت و نوميدي ست بر اين امت پسين!
    و جانِ تمامِ اين نبشتهء عالي تان هم از منظر حقيقت يابي مه كه شايد هم درست نباشد ولي اگر عميق تر فكر كنيم همين ست، كه از ديد و شنيد يافتم همينجاست كه فرموديد: بشر در طول تاریخ خود همواره تابع فضا و زورهای حاکم بوده. حتی این امکان هم موجود است که قدرت و زور، شما را ناخود آگاه شیفته­ و تابع ارزش های بسازد که از لحاظ اعتقادی کاملاً به آن­ها بی­باور هستید.
    مثلاً: قبلا جهان مخلص و تابع اسلام بود چي از نظر ترس و يا موهبت و يا هم باور ها يا نا باوري ها…… ولي امروز عينِ چنين است، وگر نه؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *